قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

221

تاريخ نگارستان ( فارسى )

چيزى بافراط ميخورند اگر يك ماه بقاعده تناول نمايند قدر نعم منعم شناسند و اين اوليست بيت : يازده ماه از شكمت بوى ناك * كم ز يكى شهر كه داريش پاك ديگر گفت كه فرموده كه متمولان از بيست دينار يكدينار به نيازمندان رسانند اين را نيز تحسين نموده گفت تا در اين لباس فقراى عباد از نعم الهى كه شامل حال اغنيا شده بىنصيب نباشند ديگر گفت كه خدا حكم فرموده كه باوجود شرائط و استعداد خلائق اكناف از اطراف بطواف خانهء او روى آورند در اينجا تأمل نموده گفت بيت : حاصل ز كعبه چيست ولى بر هواى بت * در چين نشين و ملتفت حلل كعبه باش حضرت الغ تنكرى ( خدا ) همه‌جا حاضر است در همه وقت و در همه‌جا او را ميتوان يافت چنان كه در قرآن كريم است فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ پس چه احتياج اينهمه راه است ؟ بيت : بكعبه مرو جامى از خانهء خود * كه خالى نباشد از او هيچ خانه چون قاضى و رفيق از پيش او بيرون آمدند قاضى حكم باسلام او كرد و آن تكفير او كرد چه انكار حج از اركان دين است از وى واقع شد اما بهمه‌حال . بيت : كافر و ترسا و جهود و گبر و مغ * جمله را رو سوى آن سلطان الغ [ 395 - شكار كردن چنگيز خان . ] 395 و منها در اول بهار سنهء 621 احدى و عشرين و ستمأة بيت : بنوروزى نويدى ميدهد باد سحرگاهى * كه دارد بعد از اين شبهاى هجران رو بكوتاهى اگرچه صحن چمن بستان از صدمهء لگدكوب لشكر زمستان با خاك تيره يكسان شده بود اما بيمن بهار روح‌افزاى كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها حيات عاريت از سرگرفته فراشان ناميه خيمه و خرگاه گل و لاله بر دامن تل و طرف جويبار برپاى كردند . نظم : مگر مقدمهء لشكر رياحين است * شكوفه كز همه زد پيش خيمه در گلزار شكفت گل بچمن از بشارت اين فتح * كه قهر باد دى آخر گذشت از آزار خان عنان عزيمت منصرف گردانيده فرمانداد كه شهزادگان و امرا و نوئينان كه در ايران و توران پراكنده بودند از مستقر خود نهضت نموده بطريق جرگهء شكار براندند بيت : زانكه جز در شكار نتوان كرد * ورزش كارزار و جنك و نبرد