قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

100

تاريخ نگارستان ( فارسى )

بالجمله تلاقى لشكرين در ظاهر رى دست داد و يكى از لشكر امير على خدنك جان‌سپارى چنان بر پيشانى ماكان زد كه از خود گذشته در سرش نشست و سرش را با تبر بريده نزد امير على آوردند و او خواست كه كبوتر نامه‌بر بجانب امير نصر كه در آنوقت در نيشابور بود پرواز دهد بنابراين باسكافى منشى كه سرآمد منشيان بود گفت دو كلمه كه مخبر باشد از قتل ماكان بامير بنويسد او نوشت اما ماكان فشار كاسمه . [ 192 - امير نصر و تعريف جوهرى نزد وى . ] 192 من المكارم گويند روزى در خدمت امير نصر تعريف جوهرى ميگذشت كه تاجرى در معرض بيع درآورده بود جوهر را با تاجر حاضر ساختند امير على جوهر خود را بشناخت از وى پرسيد از كه خريدهء اشارت بيكى از غلامان امير كرد امير چهارده هزار دينار بعوض سيزده هزار دينارى كه از غلام مبيع نموده بود بتاجر داد و بازرگان چون لطف و عدل ديد جرم غلام را درخواست نمود امير غلام را به دو بخشيد . [ 193 - يغما بردن مردم خزانهء امير نصر را . ] 193 و منها در آن زمان كه برادران بر امير نصر خروج كردند بعضى مردم بخزانه دست‌درازى كردند و وى از آن قضيه آگاه بود اتفاقا كاردى آوردند كه امير آن را بخرد امير كارد را بشناخت پرسيد كه اينرا به چند خريدهء ؟ گفت به دويست دينار امير در تسليم آنوجه اشارت فرمود آنشخص مضايقه كرده گفت از هزار دينار كمتر نيست حاضران گفتند امير كارد خود را بدانچه خريده از تو ميخرد مضايقه چيست ؟ و خواستند كه آن را به زور از او بستانند امير گفت او را هيچ مگوئيد خود داند در اينمحل غمازان فرصت يافته عرضه داشتند كه جمعى از ارباب ثروت مبلغى از خزانه برده‌اند آنها را از ايشان با چيزى زايد ميتوانگرفت امير گفت هركس نصيب خود برده و من ايشان را بحل كردم . مصراع : ما بحل كرديم بارى آنچه با ما كرده‌اند . [ 194 - فرع آل سامان نه تن بودند . ] 194 فرع آل سامان آل سامان كه در خراسان و ماوراء النهر بسلطنت رسيده نه نفرند كه اسامى ايشان در اين رباعى مندرج است رباعى : نه تن بودند زال سامان مشهور * هريك بحكومت خراسان مغرور اسماعيلى و احمدى و نصرى * دو نوح و دو عبد الملك و دو منصور مدت ملكشان صد و دو سال و ششماه و بيست روز بهذا التفصيل . اول : امير اسمعيل هشت سال و دو ماه دوم : احمد بن اسماعيل پنجسال و چهار ماه سيم : نصر بن احمد سى و سه سال و سه ماه چهارم : نوح بن نصر دوازده سال و هفتماه و هفت روز پنجم : عبد الملك بن نوح هفت سال و نيم ششم : منصور بن عبد الملك يازده سال هفتم : نوح بن منصور قريب بيست و دو سال هشتم : منصور بن نوح يكسال و هفتماه نهم : عبد الملك بن نوح بن منصور هشت ماه و هفده روز . نسب آل سامان ببهرام چوبين ميرسد بدين ترتيب اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامان بن عداه بن جسمان بن طعام بن نوسرو بن بهرام چوبين .