محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1321
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مقدمّة مورّخين معتبر و مصنّفين محترم مائهء سيزدهم هجرى در اصل اصيل « 1 » و نسب باتبجيل ايل جليل قاجار ، و امراى اين سلسلهء باشوكت و اقتدار ، هريك به قدر مساعدت كتب و اسباب ، و جمعآورى دفاتر و اسناد ، و بذل جهد و اجتهاد ، استقصائى نمودهاند و شرحى نوشته . بنابراين پسنديده و بهتر آنست كه ما اوّلا بعضى مسطورات ايشان را عينا ، و برخى را بطور خلاصه و تنقيح عبارت ذكر و ايراد كنيم ، بعد از آن خود به راه تحقيق و تدقيق پوئيم ، و آنچه را صواب و موشّح به تصديق اولى الالباب است و مطابق با واقع دانسته و سنجيدهايم به زبان قلم آورده و گوئيم . پس شروح مزبوره از قرار ذيل است : در كتاب ملوك الكلام كه مرحوم آقاى ميرزا تقى علىآبادى از رجال معظّم از قول خاقان خلدآشيان مغفور فتحعلى شاه طابثراه نوشته چنين مسطور است :
--> ( 1 ) . در روضة الصفاى ناصرى « اصل اثيل » آمده است كه صنيع الدوله يا همكاران او شايد به قصد تصحيح آن را « اصيل » كردهاند . در حالى كه در بيان مجد و شرف و استوارى و استحكام يك خاندان « اثيل » مناسبتر و رساتر است . « الآثال بالفتح : المجد و بالضمّ : اسم جبل . تقول « له اثال كانّه اثال » اى مجد كانّه جبل . « مجد مؤثّل و اثيل » اى اصيل ( اقرب الموارد ) كلمهء أثل يك بار در قرآن سورهء 34 ( سورهء سباء ) آيهء 16 به كار رفته است ، مفسّرين آن را گز ، شورگز ، و درخت بزرگ از گز ، معنى كردهاند و چون چوب گز استحكام زيادى دارد شايد مجازا كلمهء « اثيل » به معناى محكم و استوار و پايدار آمده است . بهرحال تبديل « اثيل » به « اصيل » يا سهو است يا تصحيح نادرست .