محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1380
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اشاره به ايشان معلوم كردند كه وكيل محتضر است لهذا آن شهريار معظّم بازى را كه در دست داشتند عمدا از دست رها كرده و به بهانهء اينكه آن را به چنگ آرند از دروازه دور شده و در محلّهء شاه مير على ابن حمزه كه از محلّات بيرون شهر شيراز است در خانهء رضا خان قاجار شب را صبح كردند و انتظار داشتند كه نوّاب عليقلى خان برادر آن حضرت و محمّد امين آقا ولد حاجى فضلعلى بيگ برادر نواب غفرانمآب شهيد فتحعلى خان و ساير اقارب بديشان پيوندند . و از آنطرف زنديّه ملتفت شدند كه امراى قاجار در جناح حركتاند ، بنابراين موسى خان و عيسى خان برادرزادههاى حضرت آقا محمّد شاه را در ميان دروازه گرفته بازگردانيدند سليمان خان را به واسطهء صغرسنّ نكشتند و موسى خان و عيسى خان به حكم ابو الفتح خان بن وكيل حاكم شيراز به دست محمّد طاهر خان زند مقتول شدند - خلاصه چون صبح چهاردهم صفر شد و امراى مزبور به خدمت حضرت آقا محمّد شاه نپيوستند حضرت معظّم صلاح در توقّف نديده با چهارده نفر از خويشان خود روى به راه نهادند و مركب آن حضرت در اين سفر اسبى بود كه نواب جهانسوز شاه پيش ازين براى برادر والاگهر به هديه ارسال داشته و ظاهرا خاص اين سفر بوده ، چنان كه در دو شبانهروز با اين اسب خود را به اصفهان رسانيدند و در منازل خوانين قليجى منزل گزين گشتند و خوانين مزبور با بر كشاطى و بغايرى تعهّد كردند كه از دنبال آن شهريار روانهء استرآباد و مازندران شوند - جهانگير خان و رشيد بيگ پسران فتحعلى خان افشار اظهار موافقت نمودند ولى از التزام ركاب نصرت انتساب تخلّف جستند ، و رضا قلى خان برادر آن حضرت كه در اصفهان بود ايشان را همراهى نمود . روز سهشنبه بيستم شهر صفر كه شب عيد نوروز بود به زاويهء مقدّسهء حضرت عبد العظيم ( ع ) رسيده به زيارت اين امامزادهء لازم التعظيم فايز آمدند و در عرض راه آنچه ماليات به شيراز مىبردند به تصرّف ملازمان حضرت درآمد و حاجى صمداى علىآبادى نيز آنچه فراهم آورده بود به ميل تحويل كرده و مژدهء قدوم شهريارى را به مازندران رسانيد و عموم اهالى از اين بشارت قرين مسرّت فوق العاده گرديدند . روز چهارشنبهء بيست و يكم صفر را كه عيد نوروز بود در صحبت برادران و هواخواهان بسر بردند و خان ابدال خان و نقد على خان و ساير