محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1919

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

پروس به سلاطين دول شمالى و جنوبى آلمان مقاصد و منظورات دولت فرانسه را تلقين مىكند كه غرض اين دولت اينست كه بىحق و جهت از ما بهانه بگيرد و با ما جنگ كند و تفرقه در ميان جمعيت ما بيندازد و شوكت و قدرت ما را بكاهد بنابراين دول جنوبى از قبيل باوير و ورتنبرگ و باد كه تا آن زمان اتّحادى با پروس نداشتند با اين دولت متّفق شده فى الواقع يك آلمان به تمامى بر ضدّ فرانسه برخاستند و تمام دول بدون استثناء سردارى قشون خود را به پادشاه پروس واگذار كردند ، دولت انگليس مجدّدا وساطت و ميانجيگرى كرده ولى مثمرثمر نشد و از آن طرف ناپليون امپراطور فرانسه سردارى عساكر فرانسه را قبول نموده با پسر خود وليعهد ولبف وزير جنگ به سرحدّ پروس حركت مىكند دول فرنگ تماما بدون استثناء بىطرفى اختيار مىكنند ، ناپليون امپراطور فرانسه چنين تصوّر مىنمايد كه اگر با يك دسته قشون منتخب زبده خود را معجلّا به سرحدّ رسانيده همين قدر تخطى نموده دو سه شهر كوچك از ممالك آلمان متصرّف شود و از طرف ديگر دولت انگليس و ساير دول معظمه را ميانجى قرار دهد هم شكستى به آلمان على الخصوص به پروس وارد آورده و هم اعتبار دولت فرانسه را زياد كرده است ، نيز بعضى شهرها را از اين طرف به مملكت خود افزوده است ولى غافل از اينكه در مقابل سيصد و پنجاه هزار نفر قشون فرانسه يك مرتبه دولت پروس پانصد و هفتاد هزار لشكر و هزار و پانصد عرّاده توپ حاضر كرده است با سردارهاى معتبر از قبيل فردريك شارل بنى عم پادشاه پروس و وليعهد خود پروس و ساير سردارهاى مجرّب از قبيل استن ، متس و ملك و غيرهم . علاوه بر قشون معمول پنجاه هزار سوارهء اوهلان جلو قشون آلمان به‌طور پيش قراولى حركت مىكردند - ساربروك از شهرهاى پروس در اوّل حمله با حضور امپراطور به تصرف قشون فرانسه درآمد و از آن طرف در ويسانبورگ يك دسته قشون عمدهء فرانسه به سردارى مارشال ماكماهون شكست خورده معدوم و متفرّق شد . سردارى قشون پروس با وليعهد پروس بود . و روز ديگر مارشال ماكماهون با مختصر قشونى كه داشت و زياده از سى و پنج هزار نمىشد با يكصد هزار قشون پروس به سردارى وليعهد پروس مقابلى كرده و تفصيل جنگ و خونريزى ورت چون زياد معروف است ما به نگارش آن نمىپردازيم مجملا بعد از