محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1317
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
[ جلد سوم ] [ پيشگفتار ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به ثقتى بار خدايا از بيان حمد و ثنائى كه سزاى درگاه كبرياى تو باشد درمانده و قاصريم ، و از اداى شكر نعما و آلاى بىمنتها كه عطا فرموده [ اى ] ناكرده و مقصّر . جائى كه نزديكان و مقرّبان حضرت را به عجز و ناتوانى اقرار است ، و ضعف بشريّت مايهء تحيّر و مانع استكمال اطوار ، از ما نيايد نه ستايشى كه بايد نه پرستشى كه شايد . كمال عبادت و عبوديّت ما اينست كه رسولان كريم و پيمبران باتكريم را از روى قلب و لسان به مهر و امتنان پيروى كنيم ، و بدين دست در دوستى و بندگى زنيم ، آل و اولاد ايشان را گرامى داريم ، و وسايل و وسايط رستگارى شماريم . پس دستآويز ما درين عالم جهولى و نادانى ، و شدّت خمولى و توانى ، ذيل كرامت و ظلّ حمايت و شفاعت پيغمبر برگزيده ، و رسول مرسل مختار است ، و ولاى عترت طاهرهء بزرگوار عليهم صلوات اللّه و سلامه مادامت الشّمس شارقة فى رابعة النّهار امّا بعد بزرگترين مطلب و مراد نگارنده كه به توفيق قادر متعال عزّ اسمه سمت حصول مىيابد ، و اميدوار است كه به عزّ قبول ولىنعمت اقدس همايون شاهنشاه جمجاه ، خسرو عادل كارآگاه ، السّلطان بن السّلطان بن السّلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان ناصر الدّين شاه قاجار ايّده اللّه تعالى بنصره العزيز نيز مقرون شود ، نگارش تاريخ سلسلهء جليلهء قاجار ، و اين طبقه از سلاطين باتمكين تاجدار است . چه جملهء مؤلّفات كه به تحرير آن پرداخته ، و در سنوات ماضيه مرتّب و مدوّن ساخته ، نسبت به اين تأليف منيف در حكم مقدّماتست ، و اين مجلّد كه