محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1357
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
حضرت معظّم را به شيراز بردند . كريم خان آن حضرت را زايد الوصف محترم مىداشت و از آنجا كه ايشان شخص بسيار بزرگ قابل با كفايت و درايتى بود كريم خان ايشان را پيران ويسه مىناميد ( پيران ويسه وزير صايب تدبير افراسياب است ) . بعد از فوت كريم خان حضرت آقا محمّد خان معجّلا به مازندران تشريففرما شدند و در آنجا قشونى جمع و تجهيز كرده پس از مدّت ده سال جنگ و جدال آخر الامر شهر كرمان را مسخّر كردند و لطفعلى خان زند را كه دعوى رقابت با آن حضرت داشت به راه عدم فرستادند و در سنهء هزار و دويست و ده هجرى مستقلّا شاهنشاه ايران گرديدند ، و چون حاجى ابراهيم كلانتر شهر شيراز خدمت نمايان به آن حضرت كرده و اسباب استقلال و استيلاى ايشان شده يعنى دروازهء شيراز را در زمان غيبت لطفعلى خان بر روى عساكر حضرت آقا محمّد خان باز نموده او را به پاداش اين خدمت منصب وزارت دادند . نيز همين مؤلّف گويد : نوّاب آقا محمّد خان قبل از آنكه اقتدار كامل در ايران بهمرسانند بر روسها غلبه نمودند و شرح اين گفته در محلّ خود بيايد . نيز گويد : در اوانى كه حضرت معظّم براى حصول استيلاى كامل شمشير مىزدند چند سال در سارى اقامت داشتند و در آنجا قصرى براى خود بنا فرمودند كه عبارت از حياطهاى حوضدار ، و چندين اطاق عالى قشنگ و معابر تاريك بود . و ديوانخانهء آن قصر را از پردههاى نقاشى كه تصوير فتوحات شاه اسمعيل و نادر شاه در آنها نقش شده بود مزيّن ساخته بودند . مردم و اهالى ولايات بامكنت گيلان و مازندران و استرآباد مخصوصا مايل به تبعيّت حضرت آقا محمّد خان و تقويت ايشان بودند . و بعد از آنكه لطفعلى خان زند مقتول شد و حضرت معظّم اقتدار كامل حاصل نمودند طهران را پاىتخت خود قرار دادند . و جهت اينكه اين شهر را به دار الملكى اختيار كردند نزديك بودن آن به مازندران و استرآباد بود و بعد از آنكه دشمنان خود را كه از طايفهء زنديه بودند مقهور و نابود ساختند ، بعضى اقارب خود را كه به راه سركشى و طغيان مىرفتند و چندان ميلى به انقياد و اطاعت حضرت پادشاهى نداشتند به سزاى خود رسانيدند و كليّه قصد و منظور اين پادشاه اين بود كه تخت و تاج سلطنت ايران مسلّم براى برادرزادهء آن حضرت