محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1353
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
حواس و قواى آنها گردد . خلاصه اين حرمان از تمتّعات اين شاهزاده را بر آن بداشت كه حظّ و لذايذ خود را از راه ديگر حاصل و تحصيل نمايد . اين بود كه نواب آقا محمّد خان از طفوليّت به خيال سرورى و عظمت و شوكت افتادند و در تمام مدّت عمر خود در اين انديشه و قصد بودند و با رسوخ تمام همين منظور را پيروى مىنمودند و از همان وقت يعنى از ابتدا معلوم بود كه چهقدر استبداد رأى دارند . بعد از مردن عادلشاه نواب آقا محمّد خان از حبس آزاد شده به پدر بزرگوار خود پيوستند و در تمام انقلابات روزگار با ايشان همراهى داشتند . بعد از آنكه نواب محمّد حسن خان مغلوب عساكر كريمخان و شهيد شدند نواب آقا محمّد خان به چنگ كريمخان افتادند ولى كريمخان با ايشان به نحو خوبى رفتار كرده سر موئى از حرمت و احترام فروگذار نمىكرد و در تمام مدتى كه در شيراز با كريمخان بودند به تحصيل معارف مىپرداختند ، از عقلا كسب دانش مىكردند ، و از مطالعهء كتب بر بينش خود مىافزودند تا بتوانند شغل خطيرى را كه بايد يكروزى متقلّد گردند به درستى از عهده برآيند . بنابراين حسن تدبير و اصابت رأى ايشان به درجهاى رسيد كه كريمخان در مهام معظمهء دولتى غالبا با ايشان مشورت مىنمود و ايشان را پيران ويسه مىناميد ، زيرا كه پيران ويسه وزير افراسياب اوّل وزير دانشمند قبايل ترك بوده است . خلاصه نواب آقا محمّد خان با كمال عداوتى كه با تمام زنديه داشتند در مشورتى كه كريم خان با ايشان مىنمود خيانت نمىكردند و رأى صايب خود را به او اظهار مىداشتند . زحمات اوّل عمر نواب آقا محمّد خان به ايشان حالت تحمّل داد ، چنان كه در همان زمان كه گرفتار كريم خان بودند توانستند دشمنى خود را با او و با زنديّه در دل نگاهدارند و طرف اعتماد آن پادشاه گردند ، و از اين راه بود كه كريم خان پول زياد به نوّاب معظّم مىداد كه به مصارف خود برسانند ، و ايشان را مرخّص كرده بود كه در هر جاى شهر شيراز مىخواهند به گردش بروند بلكه اذن داده كه بر بهترين اسبهاى او سوار شده روانهء شكار شوند و در صحراهاى حوالى شيراز مشغول صيد باشند .