محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1705
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
[ سنهء 1266 هجرى - سنهء 1849 مسيحى ] آسيا - ( ايران ) - تحويل نيّر اعظم به حمل در اين سال هشت ساعت و يك دقيقه از شب پنجشنبه ششم شهر جمادى الاولى گذشته بود و مراسم جشن تحويل و سلام عيد به وجهى شايان به عمل آمد - نظم ممالك در اين سال به درجهء كمال رسيد ، عمدهء اختلالى كه در كار كشور به نظر مىآمد فتنهء سالار و اغتشاش كار خراسان بود كه از توجّه اولياى دولت جاويد نظام مبدّل به انتظام شده صورت اختتام يافت ، بدين شرح كه موافقان سالار را آخر الامر عجز و بيچارگى طارى شد و رعب غالب آمد و قصد اطاعت و متابعت نواب حسام السلطنه كردند ، و در نهم جمادى الاولى اين سال شهر مشهد را به شرط ايمنى و سلامت جان و مال خودشان به تصرّف عساكر منصوره دادند . سالار از اين قضيّه خبردار شده ناچار با برادر و پسر به درون صحن مقدّس پناه برد و هواخواهان او متفرّق شده هريك به طرفى رفتند و چون سالار خود هيچ حرمت آن روضهء مقدسه و بقعهء مباركه را نگاه نداشته بود امروزه نتيجهء سوء اعمال و وخامت آنهمه جسارتها دامنگير خود او شده به حكم نواب حسام السلطنه او را با دو پسرش امير اصلان خان و يزدانبخش ميرزا و محمد على خان برادرش دستگير كرده به لشكرگاه بردند و پس از شوراى عسكرى و ثبوت جرايم و تقصيرات سالار آنها را به سياست و قتل رسانيدند . بعد از انجام اين خدمت نواب حسام السلطنه به نشان تمثال بيمثال همايون و شمشير مرصّع و همين لقب مفتخر و نايل گرديد و محمد ناصر خان سردار نشان الماس يافت و هريك از چاكران خدمتگذار به اندازهء لياقت و خدمت مورد مرحمت شده داراى خلعت و نشان گرديدند و بعضى از توپها و افواج را روانهء دار الخلافه نمودند ، و چراغعلى خان بعد از ورود قوللر آقاسى گشت ، و نواب حسام السلطنه در خراسان مستقل شد - نيز در اين سال فتنهء سيّد يحيى رفع و به انتها رسيد و شرح آن در ذيل وقايع سال اوّل نگاشته شد - نواب نصرت الدوله حكمران فارس شيخ نصر خان پسر شيخ عبد الرسول خان دريابيگى را از حكومت بندر بوشهر معزول و ميرزا حسنعلى خان ولد