محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1659
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
وقت صبح تقريبا هشتصد نفر از عرب و بختيارى مقتول گشتند و باقى به هزيمت رفتند و از لشكر معتمد الدوله سى چهل نفر مقتول و مجروح شدند . در اين حال جماعتى از مشايخ اعراب كه از شيخ سامر شاكى بودند به معتمد الدوله شكايت نمودند و شيخ عبد الرضا از اقارب شيخ سامر كه فرارى و در بغداد بود احضار شد و به اردو آمده قبيله به او پيوستند . شيخ عجيل و شيخ عقيل و بعضى از مشايخ ديگر مخلّع شدند و منصور خان فراهانى كه از جانب حكومت فارس به اخذ منال چعب رفته بود و شيخ سامر او را دخالتى نمىداد نيز با فوج خود نزد معتمد الدوله آمد و حكم شد بعضى از نخيلات را قطع كرده بر نهر خزاين پل ببندند . شيخ سامر پشيمان شده جمعى از علما و سادات را شفيع قرار داد و قبول تكاليف نموده گروگان معتبر داد و مهلت خواست و معتمد الدوله مراجعت كرد و محمّد تقى خان را مقيّد با خود برد و به ازاى اين خدمات يك قطعه تمثال شهريارى و يك قبضه شمشير و يك رشته حمايل سبز و سرخ از درجهء اميرتومانى با گل مرصّع مصحوب آقا اسماعيل پيشخدمت خاصّه در عرض راه شوشتر به معتمد الدوله رسيد و محبعلى خان ماكوئى سرتيپ با شش عرّاده توپ و شش فوج سرباز و جمعى سوار بروجردى و كرمانشهانى به معتمد الدوله پيوستند . شيخ سامر خان زياده خايف گشت و به علينقى خان اظهار كرد كه مرا قدرت نگاهدارى تو نيست . علينقى خان با اهل و عيال محمّد تقى خان به خانهء خليل خان بهمهاى كه با او منسوب بود رفت ، خليل خان نيز عذر او را خواسته ناچار به كوهستان رفتند كه در معقلى پنهان شوند در عرض راه به لشكر منصور خان دوچار و تمامى گرفتار شدند مگر علينقى خان كه فرار كرده به غارش رفت و بعدها به حكم نواب و الا فرهاد ميرزا ( معتمد الدوله ) او را بگرفتند و به دار الخلافه آورده با برادرش محمّد تقى خان محبوس نمودند - هم در اين اوان حكومت چعب را نيز برعهدهء معتمد الدوله موكول فرمودند ، و چون اثرى از تعهدات شيخ سامر به ظهور نرسيد معتمد الدوله ميرزا محسن خان را به حكومت شوشتر برقرار كرده خود روانهء فلاحيّه شد و شيخ سامر با عيال و احمال به قلعهء كوتشيخ كه حصينتر از قلعهء فلاحيّه بود رفت و شيخ عبد الرضا را حكومت فلاحيّه داد و محبعلى خان را به حكومت بختيارى فرستاد كه دو فوج سرباز از آن طوايف گرفته و