محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1632
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
[ سنهء 1251 هجرى - سنهء 1835 مسيحى ] آسيا - ( ايران ) - در اين سال چون ميرزا ابو القاسم قايم مقام به اصابت رأى مملكت را نظمى داده بود غرور بر طبع او مستولى گرديد و بىاستيذان از اعليحضرت همايون بعضى تصرّفات در امور كرد - نواب جهانگير ميرزا در تاريخى كه نوشته چنين مستور مىدارد كه قايم مقام چون مملكت ايران را از همهء گردنكشان خالى ديد و جميع اولاد خاقان را در قبضهء اختيار و اقتدار خود يافت به انجام خيال محالى كه داشت پرداخت از جمله خواست فوج خاصه را كه به سرتيپى قاسم خان الان براغوشى از نوكرهاى قديم حضرت نايب السلطنه مرحوم بود و به كشيك دربخانه و سراى سلطنتى مقرّر شده بودند تغيير داده كشيك دربخانه را برعهدهء سرهنگى از دستپروردگان خود موكول دارد و بعضى چيزهاى ديگر نيز از او به ظهور رسيد لهذا قبل از تغيير قراول خاصه و اقدام به بعضى اعمال او را از باغ لالهزار كه منزل او بود به نگارستان احضار كرده سه روز در اينجا محبوس بود تا درگذشت و در بقعهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام مدفون گشت و اين واقعه در شب سلخ صفر اتفاق افتاد . و چون اللهيار خان آصف الدوله از ماجرى آگاه شد از خراسان بىحكم احضار به خيال صدارت به دربار معدلتمدار شاهانه آمد و اين خيال پسند نيفتاده پس از تهديد او را به خراسان معاودت دادند - هم در اين اوان محمد خان امير نظام را براى انتظام افواج به دار الخلافه احضار فرمودند و او با چند فوج از آذربايجان به طهران آمد و مردم چنين پنداشتند كه او را به وزارت خواستهاند ولى گمانى خطا بود ، چه پس از تجديد افواج محمّد خان براى پيشكارى نواب قهرمان ميرزا به آذربايجان بازگشت و نواب فريدون ميرزا از آذربايجان به طهران آمد . و در اين ايّام ميرزا نصر اللّه اردبيلى ( صدر الممالك ) و محمّد حسين خان ايشيك آقاسى در صدور فرامين و احكام دخالت داشتند ولى به زودى حاجى ميرزا عباس مشهور به حاجى ميرزا آقاسى ابن ميرزا مسلم ايروانى را كه از آغاز شباب حسنظنّ كاملى به او داشتند به وزارت اختيار فرموده منصب صدارت عظمى دادند