محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1343

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

ارغون خان در خراسان و مازندران امير الامراء بود پسرى داشت قاجار نام ، نسل قاجار از او است . و ابتداى توالد و تناسل اين سلسلهء عليّه در مازندران و استرآباد و خراسان از فرزندان قاجار شده . وقتى كه مركيت فرصت يافت و خانهء چنگيز خان را غارت كرد خاتون چنگيز خان را كه به جوجى آبستن بود پيش اونك خان فرستاد ، چون اونك خان با بيسوكا بهادر پدر چنگيز خان از قديم رابطهء دوستى داشت و آن را فرزند مىخواند ، آن خاتون را چون عروسان پسر خود به نظر مهربانى ديده احترام او را منظور داشته مشمول تفقّد كرد . امرا گفتند خاتون را مىبايست به زنى گرفت . او جواب داد كه عروس من است نشايد به چشم خيانت به او نظر كرد . چنگيز خان چون اين مردمى ازو ديد و ملاحظهء حقوق و بزرگ‌منشى از اونك خان مشاهده كرد سابانويان پدر سرتاق جدّ قاجاريّه را نزد اونك خان به طلب خاتون فرستاد اونك خان سابانويان را به نظر جلالت و احترام ديده مقدمش را گرامى شمرد و خاتون چنگيز خان را به او سپرد و او عازم بندگى شد . از اتّفاقات خاتون را در راه درد زادن بگرفت و جوجى خان بوجود آمد . چون راه مخوف بود مجال توقّف و ترتيب گاهواره و لباس نيافتند قدرى آرد خمير كردند و طفل نورسيده را در خمير گرفتند و در بغل به احتياط تمام نزد پدر بردند تا اعضاى او به درد نيايد و متألّم نشود و نام او را بدان سبب جوجى نهادند ، يعنى ناگاه در وجود آمده . چون دولت چنگيز خان و شوكت مغول بسر آمد شيخ حسن نويان و پسرش سلطان اويس از قوم جلاير كه نسبت خويشى با سلطان غازان و سلطان محمد خدابنده داشتند مدّتى در ايران سلطنت كردند و مآثر ايشان در تواريخ مسطور است . القصّه طايفهء قاجار به شهامت و صرامت مشهور شدند و در ايّام سلطنت شاه اسمعيل صفوى و شاه طهماسب به جلايل امور سپهسالارى و سرحدّدارى مشغول ، و در عرصهء جهان به بلندى همّت و شوكت اشتهار يافتند . چون نوبت سلطنت به شاه عبّاس ماضى صفوى رسيد از كثرت و عدّت آن جماعت انديشه بر او غالب گشته جمعيّت ايشان را متفرّق ساخت جمعى را به مرو كوچانيده در برابر اوزبكيّه بازداشت ، و بعضى را به گنجه و ايروان مأمور كرد ، و برخى را در استرآباد كه موطن اصلى آنها بود در مقابل تركمانان متوطّن نموده كه آن ثغر محروس ماند . فتحعلى خان جدّ اعلاى