محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1603
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
آباده بوده به امداد عمّ خود آمده اعليحضرت خاقان صاحبقران نواب سيف الدوله ميرزا ولد نواب ظل السلطان را به حكومت يزد روانه فرمودند باوجوداين شجاع السلطنه دست از محاصره نكشيد و به منازعه پرداخت و محمد كاظم خان سوادكوهى از سران سپاه شجاع السلطنه مقتول شد و محمد زكى خان نورى وزير شاهزاده درگذشت و مدّت محاصره به نه ماه رسيد . در اين حيص و بيص حضرت مستطاب نايب السلطنه از آذربايجان به طهران آمده به حضور همايون مشرف و به نظم يزد و كرمان مأمور شدند و حضرت معظم سابقا از زنجان شاهزاده اعظم محمّد ميرزا ( محمّد شاه ) را از راه ساوه روانهء قم فرموده بودند . در اين هنگام با وجود شدّت سرماى زمستان امر اعلى را امتثال نموده به طرف يزد شتافتند عبد الرضا خان يزدى با جميع برادران و برادرزادگان و اعيان در منزل عقدا با مصحف و شمشير به حضور نايب السلطنه آمده اطمينان يافتند و مورد التفات گشتند . روز عيد نوروز حضرت مستطاب معظم وارد يزد گرديدند و نواب شجاع السلطنه قبل از ورود موكب و الا دست از محاصره كشيده روانه كرمان شده بود . حضرت مستطاب نايب السلطنه نواب سيف الدوله ميرزا را كماكان به حكومت يزد گذاشته به كرمان راندند . نواب شجاع السلطنه فرزند اكبر خود هلاكو ميرزا را تا دومنزلى به استقبال فرستاد و چون موكب و الا نزديك شد خود نيز به حضور آمد حضرت مستطاب معظم در خارج شهر كرمان توقّف فرموده به انتظام امور پرداختند و شجاع السلطنه را در معنى معزول ساختند . اعليحضرت همايون نواب شجاع السلطنه را احضار فرموده و حضرت مستطاب نايب السلطنه به جهت اينكه احتمال مىرفت شجاع السّلطنه به واسطهء محاصرهء يزد خائف باشد و به اختيار به دار الخلافه نرود يك فوج قراول با محمد زمان خان دولوى قاجار و دويست سوار همراه شجاع السلطنه روانه كرده شاهزاده را به احترام وارد دار الخلافه نمودند - همدر اين سال مير حسن خان طالش كه سابقا متوسّل به روس بود و برحسب شرايط عهدنامه او را ردّ كردند در هنگام فرصت در اركوان و لنكران تسلّطى بهم رسانيده لهذا به دفع او پرداختند . حسن خان فرارا به طهران آمده در اينجا به مرض استسقا درگذشت - هم در اين سال پلنگ توش خان برادر صيد محمد خان كلاتى بعد از برادر با اللهقلى خان توره