محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1595
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
در هنگام انعقاد صلح ما بين دولتين ايران و روس حاضر ، و در التيام و اصلاح امور مصر بود به دربار امپراطور روس رفته و به وكالت و سفارت مأمور ايران شد كه به اتمام شرايط عهدنامه پردازد . مشار اليه با رعايت لوازم و رسوم احترامات به دربار معلى آمده ولى بناى بدسلوكى را گذاشت و ابتداء به استرداد اسراى قديم و جديد گرجستان و غيره سختگيرى در اين مطالبه پرداخت و دو نفر گرجيّه مسلمه را كه سالها بود در خانهء اللّهيار خان آصف الدوله بودند به ابرام بازپس خواست و در خانهء خود برده نگاهداشت . و آغايعقوب ارمنى از خواجهسرايان كه مبلغى خطير از مال ديوان بر ذمّه او بود چون در اصل از ارامنهء ايروان و اسراى سپاه ظفرهمراه شمرده مىشد متمسّك به فصل سيزدهم عهدنامهء تركمانچاى كه مبتنى بر استرداد اسرا مىباشد شده به ژنرال گريبايدوف پناه برده و خود را آزاد ساخت و به فتنهانگيزى پرداخته بعضى از نسوان گرجيّه را كه مسلمان شده و در حبالهء نكاح اشخاص و صاحب اولاد بودند اسير نام برده گريبايدوف را به خواستن آنها محرّك آمد و حركات مشار اليه اسباب رنجش مردم و كدورت علما گرديد و چندانكه او را نصيحت كردند نپذيرفت و بر خشونت و لجاج افزود و يعقوب ارمنى و بعضى مفسدين ديگر نيز در تحريك و اغواى گريبايدوف ساعى بودند - علما چون ديدند كه پاى عرض و ناموس مسلمين در ميان است و گريبايدوف هم در بدگوئى و بدسلوكى مصرّ است و قبول نصيحت نمىكند ، در جامع طهران اجماع كرده حاجى ميرزا مسيح مجتهد را با خود متحد ساخته بر ضدّ ايلچى همداستان شدند بسيارى از اهالى شهر نيز چون مريد علما بودند دكاكين را بسته دور آنها جمع آمدند . مقصود علما تخويف ايلچى روس و ردّ كردن زنان مردم بود ولى بعد از آنكه تقريبا صد هزار نفر جمعيّت اجتماع كرد كار از دست امناى دولت و علما بيرون رفت و [ با ] آن ازدحام راه منزل گريبايدوف را گرفتند و به خانهء او كه در خارج ارك سلطانى و نزديك قورخانه بود هجوم آوردند و ممانعت اولياى دولت و شاهزادگان را قبول نكردند . همراهان ايلچى كه تقريبا دويست نفر بودند چون حال را بر اين منوال ديدند در سراى را بستند و با تفنگ و حر به بالاى بام آمدند و جوانى چهارده ساله را با گلولهء تفنگ مقتول نمودند . عوام كه اين جسارت ديدند به