محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1592
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
به لفظ در خود عهدنامه مرقوم و مصدق گشته است منتظم و مقرّر داشتيم - لهذا اين معاهدهء جداگانه كه مشتمل بر دو نسخه است به توسّط ما دستخط گذاشته به مهر ما رسيد و مبادله شد - تحريرا در قريهء تركمانچاى بتاريخ دهم شهر فيورال سنهء يكهزار و هشتصد و بيست و هشت مسيحيّه كه عبارت از پنجم شهر شعبان المعظم سنهء يكهزار و دويست و چهل و سه هجريّه باشد . پس از انعقاد عهد مودت ما بين دولتين ايران و روس بسكويچ تبريز را خالى كرده و حضرت مستطاب نايب السلطنه به اين شهر معاودت فرمودند و لشكرها از سرحدات برخاستند - هم در اين سال به اغواى محمّد قاسم خان دامغانى پيشكار عباسقلى خان كرمانى كه خيال سرورى داشت اشرار كرمان بناى شرارت و خودسرى را گذاشتند و خانلر خان غلام پيشخدمت را كه ولد عليمراد خان زند و بطنا نبيرهء نواب غفرانمآب شهيد محمّد حسن خان طابثراه و مأمور انتظام كرمان بود هنگام مراجعت در منزل باغين مقتول نمودند . نيز احمد خان برادر محمد مهدى خان متخلّص به شحنه را كه همشيرهء او در سلك خدّام حرم سلطنت بود به بهانهاى در كرمان بكشتند . و محمد قاسم خان با عباسقلى خان به عنوان اينكه به تدمير عبد الرضا خان يزدى كه در اوان جنگ روس و ايران به راه خلاف رفته مصمّم شدهايم و قريب به دوازده هزار جمعيّت از حدود كرمان و بم و غيره فراهم آورده عزم تسخير يزد كردند شاهزاده محمد ولى ميرزا والى يزد از واقعه خبردار شده به دار الخلافه طهران آمد كه مراتب را به عرض حضور خاقان صاحبقران رساند . عبد الرضا خان خلف تقى خان بيگلر بيگى قديم يزد كه كارگذار شاهزاده بود اموال متعلقين شاهزاده را متصرّف شده آنها را روانهء طهران كرد و اهالى كرمان و مازندران در منزل شمس اوضاع عباسقلى خان حاكم كرمان را بهم زدند و او به فارس رفته به خال خود نواب حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس متوسّل شد و بعد از چندى به مازندران به خدمت نواب ملكآرا رفت و محمّد قاسم خان دامغانى به سيستان گريخت و نواب شجاع السلطنه به حكومت كرمان و استرداد اموال