محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1562
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
در بيع و شراى آن انحصار نباشد و به هركس كه خواهند بيع نمايند و با تجار و تبعه و اهالى دولتين عليتين كه به ممالك جانبين آمد و شد مىنمايند به مقتضاى جهت جامعهء اسلاميّه معاملهء دوستانه شده از هر ايذا و اضرار محفوظ باشند . مادّهء ثالثه - آنچه از عشيرهء حيدرانلو و سيبكى متنازع فيها بوده و امروزه در خاك دولت عليّهء عثمانى ساكن مىباشند مادامى كه در سمت آنها است « 1 » اگر به حدود ممالك ايران تجاوز كرده خسارت رسانند سرحدّداران در منع و تربيت ايشان دقّت نمايند . و اگر از تجاوز و خسارت دست برندارند و از جانب سرحددار منع ايشان نشود از تصاحب ايشان دولت عليّه عثمانى كفيد نمايد . و اگر ايشان به رضا و اختيار خود به جانب ايران بگذرند دولت عثمانى ايشان را منع و تصاحب نكند و بعد از آنكه به طرف دولت بهيّهء ايران گذرند بعد اگر به خاك عثمانى بيايند قطعا تصاحب و قبول ايشان نشود و در صورتى كه ايشان به طرف ايران نگذرند و آنوقت از حدود دولت عثمانيه تجاوز كرده خسارت بزنند سرحدّنشينان دولت عليّهء ايران در منع و تجاوز ايشان دقت نمايند . مادّهء رابعه - به موجب شرط قديم فرارى دولتين از طرفين تصاحب نشود و كذلك از جملهء عشاير و ايلات هركسى كه بعد از اين تاريخ از دولت عليّه عثمانى به دولت فخيمهء ايران و از دولت بهيّهء ايران به دولت عليّه عثمانى بگذرد بايد آن گذشتگان تصاحب نشوند . مادّهء خامسه - آنچه از دار السّلطنه و ساير ممالك دولت عليّهء عثمانى
--> مىتوانستند از آن استفاده كنند . در آن زمان كه كشيدن چپوق در همهجا رواج داشت و داشتن عصا از چوب شيراز نشانهء اعيانيت بود اين چوب در رديف كالاهاى مهم تجارتى درآمده بود . ظاهرا اصطلاح چوب شيراز فقط در آذربايجان خودمان معمول بوده است زيرا در متن تركى عهدنامه « كراز چپوغنى » يعنى چوب گيلاس آمده كه مرحوم مؤتمن الملك در حاشيه چنين آورده است : « معلوم نيست كه چپوق چوب گيلاس است يا فقط چوب . زيرا كه در زبان تركى لفظ چپوق دو معنى دارد يكى به معنى چوب و ديگرى به معنى چپوق است . » ( از آقاى دكتر محمّد امين رياحى كه مرا در كسب اين اطلاعات يارى فرمودند ممنونم ) . . ( 1 ) . در مجموعهء معاهدات دولت عليهء ايران با دول خارجه ص 198 : ما دامى كه در اين طرف هستند » .