محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1557

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

ابراهيم خان بادكوبه‌اى به نظم آن ولايت مأمور گشت و قلعهء كوى را نيز مصفى نمود - هم در اين سال داود پاشا قبل از آنكه از دربار همايون جوابى به شيخ موسى شفيع او داده شود مندليج را متصرّف شد و ايمان خان فراهانى كه مستحفظ قلعه بود فرار كرده محمد على خان كلهر گرفتار شد . چون اين خبر به عرض آستان همايون رسيد نواب محمّد حسين ميرزا را به استرداد مندليج فرمان دادند . نواب معزى اليه با جلادتى تمام مندليج را بگرفتند و خسرو خان گرجى به توقّف در اين محل مأمور شد و محمّد حسين ميرزا در ازاى اين خدمت حشمت الدوله لقب يافت و داود پاشا عريضهء معذرتى به دربار همايون فرستاد و شيخ موسى نيز مجدّدا به شفاعت پرداخت لهذا شرايط چند براى استقرار صلح نگاشته شد و ميرزا محمّد صادق وقايع‌نگار فرمانى را كه حاوى اين شرايط بود حامل شده به بغداد رفت و آن شرايط پذيرفته شده داود پاشا وقايع‌نگار را با يكى از معتمدان خود به دربار همايون معاودت داد - هم در اين سال نواب على نقى ميرزا به حكمرانى خراسان منصوب و با همراهى ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله روانهء خراسان شد - و ولايت بسطام را به اللّهويردى ميرزا تفويض نمودند - و نواب امام ويردى ميرزا برادر بطنى على نقى ميرزا حكومت قزوين يافت - و ميرزا اسد اللّه نورى ريش‌سفيد لشكر كشيكچى باشى شد و ميرزا هدايت پسرش به نيابت او برقرار گشت - و نواب حسينعلى ميرزا را اذن معاودت به فارس دادند - هم در اين سال موكب خاقانى تشريف‌فرماى قلّه البرز شد و از آنجا كه در تابستان طورى آنجا سرد بود كه لوازم زمستانى بايد به آن محل حمل نمود پس از يك شبانه‌روز معاودت فرمودند . قلّهء البرز كه خاقان مغفور تشريف‌فرما شده‌اند و قابل ذكر در تواريخ است به‌واسطهء عمارت سلطنتى ييلاقى كه در شهر بستانك بنا شده در اين اوان با وجود سختى مسلك چنان تعميرى در آن راه شده كه اكنون به جز چند روزى در زمستان به واسطهء برف و سرماى زياد باقى سال و فصول چنان سهل المسلك است كه معبر مازندرانيان شده - هم در اين سال فتحعلى خان كاشانى ملك الشعرا متخلّص به صبا از اجلّهء فصحا و شعراى اين عهد وفات نمود و از غرر افكار اين شاعر قادر ، خداوندنامه و شاهنشاه‌نامه و ديوان قصايدى باقيست كه با جواهر زواهر همسنگ و