محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1537

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

هدايا فيل و هودجى از زر سرخ بود كه با كليد آن را كوك مىكردند و به حركت درمىآمد و سه قطعه آيينه بود كه هريك دو ذرع و نيم طول داشت ، و زياده از يك ذرع عرض ، و كمتر از يك چهار يك ذراع ثخن « 1 » ، و آن آيينه‌ها مخصوص عمارات سلطنتى دار الخلافه شد - هم در اين اوان محبعلى خان خلج به سفارت به دربار عثمانى مأمور و نامه‌اى مبنى بر مودّت به سلطان محمود خان سلطان عثمانى مرقوم شد - هم در اين سال ميرزا خليل اللّه ( شاه خليل اللّه ) ابن ميرزا ابو الحسن مرشد طايفهء اسمعيلى در يزد مقتول شد - ميرزا خليل اللّه مزبور چندى حاكم كرمان و بعد ساكن محلّات قم و يزد بود ، در اين سال ميان ملازمان او و اهالى يزد نزاعى درگرفت و او در آن نزاع كشته شد ، و از آنجا كه از سادات حسينى بود و به واسطهء رياست بر اسماعيليه در ايران و هندوستان اعتبارى داشت به حكم اعليحضرت همايون اهالى يزد را سياستى بسزا نمودند و آقا خان ولد اكبر ميرزا خليل اللّه به شرف مصاهرت پادشاهى و حكومت قم و محلّات نايل آمد - هم در اين سال نواب شاهزاده حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس محمّد زكى خان نورى سردار فارس را مأمور به تأديب اعراب جواسمى ساكن بندر مغويه فرمودند و سردار مزبور به محلّ ماموريّت خود رفته به قتل و نهب پرداخت - هم در اين سال موكب همايون عزيمت مازندران فرموده چندى در عمارت بحر الارم بارفروش به شادمانى گذرانيده پس از آن به دار الخلافه باهره معاودت فرمودند - هم در اين سال محمود شاه حكمران كابل و قندهار فتيح خان افغان را كه وزارت آن حدود داشت و مردى بىباك بود به عنوان معاونت فيروز الدين ميرزا به هرات مأمور نمود و او به ظاهر هرات نزول كرده پس از ملاقات هنگام وداع حاجى فيروز الدين ميرزا را بگرفت و به قندهار فرستاد و امراى او را معزول و اهل و اموال او را ضبط و تصرّف نمود و حاجى آقا خان وزير و عبد الرشيد خان افغان را به قتل رسانيد و خود به حكومت هرات پرداخت و برادر خود كهندل خان را به تسخير غوريان فرستاد و امرا و خوانين خراسان را با خود متفق ساخت و رحيم خان خوارزمى را نيز محرّك شده رحيم خان

--> ( 1 ) . ثخن يعنى ضخامت و سطبرى .