محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1532

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

مىكند - پروس و انگليس در بلژيك متحداند - در لينيى « 1 » جنگ خونريز سختى بين الطرفين درمىگيرد - در واترلو ناپليون خود جلو انگليسها را گرفته به كروشى سردار خود حكم مىدهد كه جلو بلوخر سردار پروس را بگيرد كه دو دسته قشون معاند به يكديگر نرسند - شب جنگ واترلو از حيثيت بىآذوقه‌گى و سرما و باران و فقدان آتش براى عساكر فرانسه بدترين شبها بود - در هيجدهم ژون ناپليون با ولنگتن سردار انگليس مقابل مىشود - كروشى سردار ناپليون خبط يا خيانت كرده جلو سردار پروس را نمىگيرد و لشكريان پروس و انگليس به هم ملحق مىگردند - ناپليون نزديك بود قشون انگليس را شكست دهد كه عساكر پروس به كمك انگليسها رسيدند چون ايندو لشكر بهم پيوستند شكست سختى به ناپليون دادند - قشون فرانسه و ناپليون فرار كردند و هرج و مرج غريبى در اردوى آنها افتاد - ناپليون به پاريس و به قصر اليزه ورود نمود و از امپراطورى استعفا كرده پسر خود را ناپليون دويّم و امپراطور خواند . وكلاى ملت اعتنا به حرف و حكم ناپليون نكردند - عزيمت لوى هيجدهم به پاريس - قشون انگليس و پروس از واترلو به طرف پاريس راندند و ناپليون به بندر رشفرت رفت - تصرّف نمودن عساكر متّحده پاريس را - ورود لوى هيجدهم با بيرق سفيد كه شعار سلطنت آن خانواده بود در هشتم ماه ژويه به پاريس - فوشه و تالران دو نفر وزير و پروردهء نعمت ناپليون در اين مورد به او خيانت مىكنند و سبب خلع آخرى او اين دو نفر مىشوند - سلاطين روس و اطريش و پروس در دهم ژويه وارد پاريس مىشوند - دو كرور قشون خارجه دهات و بلاد فرانسه [ را ] غارت مىنمايند - ناپليون در كشتى موسوم به ساآل نشسته به سمت انگليس مىرفت كه به يك فروند كشتى انگليسى كه كاپىتن آن متلاند نام داشت برخورد . ناپليون از كاپىتن مشار اليه خواهش كرد او را به انگليس و نزد نايب السّلطنه برد . كاپىتن اين تكليف را قبول كرده او را در كشتى موسوم به بلّروفن « 2 » نشانيد و ناپليون كاغذى به خط خود به نايب السلطنه انگليس نوشته مضمون آن اينكه : من به تو پناه آورده‌ام و در خاك تو ايمنى

--> ( 1 ) . Ligny ( 2 ) . Bellerophon