محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1522

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

انگليس را لازم است كه از رسيدن آن به قشون مستحضر و خاطرجمع شود و بداند كه در خدمات مرجوعه صرف مىشود . فصل پنجم - هرگاه امناى دولت عليّه ايران خواهند كه براى تعليم و تعلّم نظام فرنگ [ معلّم ] به ايران بياورند مختارند كه از مملكتى از ممالك فرنگ كه با دولت بهيّهء انگلتره نزاع و جدال نداشته باشند معلّم بگيرند . فصل ششم - اگر كسى از طوايف فرنگ كه در حالت مصالحهء با دولت بهيّه انگليس مىباشند نزاع و جدال با دولت عليّهء ايران نمايند پادشاه والاجاه انگلستان كمال سعى و دقّت مىنمايد كه فيما بين دولت عليّه ايران و آن طايفه صلح واقع گردد و اگر اين سعى بجا نيفتد پادشاه ذيجاه انگلستان به طريقى كه مرقوم شده از مملكت هند عسكر و سپاه به كمك ايران مأمور كند يا آنكه دويست هزار تومان مقرّره را به جهت خرج عساكر و سپاه و غيره كارسازى دولت عليّهء ايران نمايند و اين اعانت و امداد را مادام كه جنگ فيما بين دولت عليّهء ايران و آن طايفه باشد و اولياى دولت عليّهء ايران صلح ننمايند مضايقه ننمايند . فصل هفتم - چون قرارداد مملكت ايران اينست كه مواجب قشون ششماه به ششماه داده مىشود ، قرارداد تنخواهى كه به عوض عساكر [ از ] دولت بهيّهء انگليس داده مىشود چنين شد كه تنخواه مزبور را ايلچى آن دولت بهيّه هرچه ممكن شود زودتر و پيشتر كارسازى كنند . فصل هشتم - هرگاه طايفهء افاغنه را با دولت بهيّهء انگليس نزاع و جدالى باشد اولياى دولت ايران از اين طرف لشكر تعيين كرده به قسمى كه مصلحت دولتين باشد به دولت بهيّه انگليس امداد و اعانت نمايند ، و وجه اخراجات آن را از دولت بهيه انگليس بگيرند ، از قرارى كه اولياى دولتين قطع و فصل نمايند . فصل نهم - اگر جنگ و نزاعى فيما بين دولت عليّه ايران و افغان اتفاق افتد اولياى دولت بهيّه انگليس را در آن‌ميان كارى نيست و به هيچ طرف كمك و امدادى نخواهند كرد مگر اينكه به خواهش طرفين واسطهء صلح شوند . فصل دهم - اگر از رؤساى ايران كسى بخواهد دشمنى كند و ياغى شود و فرار به ولايت انگليس نمايد بايد به محض اشارت اولياى دولت ايران آنكس را