محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1520
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
صورت عهدنامهء دولت عليّه ايران با دولت سنيّهء انگليس فى شهر ذيحجّه سنهء 1229 « 1 » فصل اوّل - اولياى دولت عليّهء ايران بر خود لازم داشتند كه از تاريخ اين عهدنامهء فيروز ، هر شرط و عهدى به هريك از دولتهاى فرنگ كه با دولت بهيّه انگلتره در حالت نزاع و دشمنى باشد بسته [ اند ] باطل و ساقط دانند . و لشكر ساير طوايف فرنگيان را از حدود متعلقه به خاك ايران راه عبور به طرف هندوستان و سمت بنادر هند ندهند . و احدى از اين طوايف را كه قصد هندوستان و دشمنى با دولت سنيّهء انگلتره داشته باشند نگذارند كه داخل مملكت ايران شود . و اگر طوايف مزبوره خواهند كه از راه خوارزم يا تاتارستان و بخارا و سمرقند و غيره عبور به ملك هند نمايند شاهنشاه ايران حتى المقدور پادشاهان و واليان و اعيان آن ممالك را مانع شوند ، و از راه دادن طوايف مزبوره بازدارند ، خواه از راه تهديد و تخويف ، و خواه از روى رفق و مدارا . فصل دويم - چون اين عهد خجسته [ كه در ميان دو دولت ابدمدت ] به صدق و راستى بسته آمده اميد چنانست كه انشاء اللّه از تغيير و تبديل مصون و روز به روز مقتضيات يگانگى در ميانه افزون گردد و پيوند [ مواحدت و ] مؤالفت « 2 » ميان اين دو پادشاه جمجاه فلك دستگاه و وليعهد و فرزندان و احفاد امجاد « 3 » ايشان و وزرا و امرا [ و ولات ] و حكّام ولايات و سرحدّات مملكتين ابد الآباد برقرار و استوار باشد . پادشاه والاجاه انگليس قرارداد مىنمايد كه اگر بر سر امور داخلهء مملكت ايران فيما بين شاهزادگان با امرا و سرداران مناقشتى روى دهد دولت بهيّهء انگليس را در آنميان كارى نيست تا پادشاه وقت خواهش نمايد و احيانا اگر احدى از
--> ( 1 ) . متن اين عهدنامه به شرحى كه در عهدنامهء گلستان آمده است تصحيح شد ( رجوع شود به حاشيهء ص 1510 ) . ( 2 ) . متن : موافقت . ( 3 ) . متن : احفاد و امجاد .