محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1505
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
عبد اللّه پاشا والى بغداد و عبد الرحمن پاشا حاكم شهرزور نايرهء قتال اشتعال يافته بود و عبد الرحمن پاشا مقهور و به كرمانشهان گريخته و والى بغداد ايالت شهرزور را به خالد پاشا داده ظهير الدّوله محمد قاسم خان قوانلو و فرج اللّه خان افشار و يوسف خان سپهدار به تدمير والى بغداد مأمور گشتند و نواب شاهزاده محمد على ميرزاى دولتشاه نيز همين عزم را تصميم دادند و قشون نصرتنمون به زهاب آمد و پس از اتمام حجّت به قتل و غارت بعضى اماكن متعلّقه به بغداد پرداختند . والى بغداد مشوّش شده جناب شيخ جعفر نجفى را شفيع قرار داد و عبد الرحمن پاشا در حكومت شهرزور استقرار يافت و عساكر ظفرمآثر معاودت كردند و در ماه رمضان موكب همايون اعليحضرت خاقان به دار الخلافهء طهران مراجعت فرمود ، و نواب شاهزاده محمّد ولى ميرزا والى خراسان و ناصر الدين توره و اسحق خان قرائى به تقبيل عتبهء عليّه آمدند - نيز از وقايع اين سال آنكه چون آلكساندر ميرزا والى گرجستان كه در ايروان بود به ملاقات سليم پاشاى والى اخسقه رفته و از آنجا به تفليس شتافته بناى آشوب را گذاشت و رديشچوف سردار روس اين واقعه را از تدابير حضرت مستطاب نايب السلطنه دانسته كتلروسكى را كه مردى متهوّر بود در آقاغلان گذاشته خود به تفليس رفت . و حضرت معظم نايب السلطنه در كنار رود ارس در محل موسوم به اصلاندوز بودند . كتلروسكى در پنجم ذيحجه به دلالت مراد خان دلاغارده با سرباز و توپخانه مصمّم شبيخون به اردوى حضرت نايب السلطنه گرديد ، و از معبرى عبور كرده به قراولان اردوى حضرت شاهزاده رسيده قراولان را بگرفت و كسى اينخبر را به اردو نرسانيد تا قشون روس نزديك شدند آنوقت عساكر ايران خبردار گرديده حضرت مستطاب نايب السلطنه فورا سوار شدند به شليك زنبورك حكم دادند امّا چون توپخانهء سردار روس بر بلندى و مشرف به اردو بود ، اردو را متفرّق ساخت و آنچه نواب معظم در آن شب تار كوشش كردند كه آن تفرقه را به جمعيت مبدل كنند ثمرى نبخشيد مخصوصا چون در هنگام تاختوتاز ، اسب حضرت شاهزاده در حفرهاى به زمين خورده اگرچه به زودى ركابدارى اسب ديگر به حضرت معظم رسانيد و سوار شدند ولى لشكر بيشتر هراسان گشتند . ناچار اردو متفرّق شده و حضرت مستطاب شاهزاده به منزل حاجى حمزهلو آمدند و افواج روس به قراباغ