محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1502
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
آنها را به طرف ينگىدنيا برده به ساحل برزيل رسيدند . پادشاه پرتوغال كه اين مملكت را متصرّف بود و از خوف ناپليون خود نيز بدينجا آمده از حال دو سفير آگاه شده ايشان را مهمانى و اكرام زياد نمود . و در آن ايّام در آنجا مارى صيد كردند كه سيزده ذرع طول آن بود و قريب يكذرع پشت گردن آن عرض داشت . از فرط غرابت مار را به نظر پادشاه رسانيدند و پوست آن را كه به ضخامت جلد گاو بود كنده با دو سفير به ايران فرستادند - خلاصه سفير انگليس به اتفاق سفير ايران به دربار همايون آمد و لوازم پذيرائى را دربارهء او معمول داشتند و در خانهء حاجى محمد حسين خان امين الدوله براى او منزل تعيين نمودند و در عمارت گلستان به حضور خاقان كشورستان مشرف شده نامهء پادشاه انگلستان را با تحف لايقه يعنى يك قطعه الماس بريليان كه بيست و پنج قيراط وزن داشت تقديم نمود و آن الماس الآن در موزهء همايونى موجود است و به عنايات پادشاهى مستظهر گرديده مبلغى وجه نقد و سى هزار قبضه تفنگ انگليسى و بيست عراده توپ و مقدارى قورخانه و سى نفر معلّم مهندس كه همراه داشت تسليم كرد - در زمستان اين سال با آنكه مزاج حضرت مستطاب نايب السلطنه خالى از علّتى نبود و در نخجوان و ايروان و قراباغ خود را مشغول مىفرمودند ايلات قراباغ را كوچانيده به قراجهداغ آوردند و جعفر قلى خان نبيرهء ابراهيم خليل خان كه اسير روسها بود و او را به تفليس مىبردند كه روانهء سيبرى كنند هنگام عبور از رود ترتر زمام اسب را كه در دست سربازى روسى بود بريده به يال اسب متمسّك شد و خود را به ميان يكى از ايلات مزبوره كه در كار كوچ بودند رسانيد ، و الحق جلادتى به كار برد . حضرت مستطاب نايب السلطنه حكومت قراجهداغ را با چهار هزار تومان مواجب به او مرحمت فرمودند - هم در اين سال سردارى تازه از روس به جاى ترمسوف مأمور شده با سه هزار سرباز و توپخانه و آذوقه به محلّ - سلطان بود - آمده لهذا حضرت مستطاب نايب السلطنه از سه فرسخى بر سر او تاخته امر به يورش و حمله فرمودند ، مسترلنسين توپچى باشى انگليسى كه در خدمت دولت عليّه بود توپها را به اطراف سنگر - سلطان بود - بست و اكثر عرادههاى توپهاى روسها را بشكست . افواج آذربايجانى نيز بر سر سنگر تاختند و جمعى سرباز و يكنفر صاحبمنصب روسى را