محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1327

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

تخت خانى نشست ، و جشنى عظيم بگرفتند و هركس از اقارب و خويشان كه در روز رزم قراخان « 3 » به موكب او پيوسته بود ايغوز لقب داد . اقوام قنقلى و قارلوق و قپچاق و آقاجرى « 4 » از نسل ايشانند . بالجمله در تواريخ مغول مسطور است كه اغوز خان را شش پسر بود و از هر پسر چهار فرزند بوجود آمد كه از نسل هريك در قليل زمانى جمعى كثير پديد گشته خيل ايشان از نام پدر نشان يافت كه اكنون به همان اسم معروف و مشهوراند ، گويند روزى پسران اغوز عزم شكار كرده كمانى زرّين با سه چوبهء تير در شكارگاه يافتند و نزد پدر بردند ، اغوز خان كمان را سه پاره كرده به پسرهاى بزرگ داد و سهام ثلاثه نيز حصّهء پسران كوچك شد ، پس پسران بزرگ را پوزوق لقب داد و پسرهاى كوچك را اوچوق خواند ، و لشكر دست راست را به مهتران سپرده و دست چپ را به كهتران ، و فرمود كه چون تير در حكم سفير است و كمان به منزلهء امير ، تخت پادشاهى از پوزوق خواهد بود و بر وفق اين وصيّت بعد از وفات او گون خان كه مهتر پوزوق بود بر تخت پادشاهى نشست و هفتاد سال سلطنت كرد ، و اوريابيگى نام را از قبيلهء جورجه منصب وزارت داد ، و [ او ] خواجه‌اى عاقل و هوشيار بود ، در بدايت جلوس گون خان عرضه داشت كه اغوز پادشاهى بزرگ بود و ممالك مسخّر نمود خزاين و اموال گذاشت دريغ است كه آن مال بيقياس پامال روزگار گردد ، و آن نام نيك به زشتى گويا شود ، صواب آنست كه اين بيست و چهار پسر را خيل و حشر و مال و دواب و يورت و مقام مفروز باشد ، و هريك را تمغائى عليحده و انقونى جداگانه مخصوص گردد تا هيچوقت به خيال خلافت نيفتند . گون خان اين راى را پسنديده قسمت هريك از احفاد اغوز را معلوم و مفروز كرد و مهر و نشان ايشان را كه تمغا و انقون گويند معيّن فرمود ، و چون وقت انتقال رسيد برادر خود آى خان را قايم مقام نمود ، و زان پس بر تخت نشسته فرزند خويش منگلى خان را وليعهد ساخت ، چون او درگذشت

--> ( 3 ) . متن - روم فراخان - به استناد منشآت ، ص 430 تصحيح شد . . ( 4 ) . منشآت ، ص 430 - اقوام قنقلى و قلج و قارلوق و قبچاق و آقاجرى .