محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1449
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
و در غايلهء هايلهء شاه شهيد سعيد الوار بختيارى نيز او را دستآويز كرده به اين بهانه راهزنى و تاخت و تاراج مىكردند و بدين منوال ملعبهء جهّال بود لهذا او را حبس كرده بودند - هم در اين سال جعفر قلى خان دنبلى كه در ميان اكراد يزيدى بود جمعى را با خود متّفق ساخته به خوى و سلماس آمده برادر خود حسين خان را محصور نمود ، حضرت همايون ابراهيم خان قاجار دولّو را به دفع او مأمور فرموده پس از زد و خورد جعفر قلى خان مغلوب و لشكريان او برخى دستگير و بعضى مقتول گرديدند و ابراهيم خان به توقف تبريز مأمور شد و چندى نگذشت كه حسين خان درگذشت و جعفر قلى خان به خوى آمده به اولياى دولت عليّه متوسّل شده حكومت خوى و آن نواحى يافت - هم در اين سال زياده از صد هزار تومان نذورات حضرت خاقانى به عتبات عاليات يعنى نجف اشرف و كربلاى معلّى و كاظمين عليهما السلام و حضرت معصومه و مير احمد بن موسى ( ع ) مشهور به شاهچراغ اهدى و ارسال داشتند - هم در اين سال به امر اعلى شروع به ساختن قصر قاجار در حوالى طهران نمودند و حسينقلى خان به ايالت ولايت سمنان برقرار گشت و چون به اين ولايت قناعت نداشت به حكومت كاشان منصوب گرديد و شاهزاده محمّد تقى ميرزا به مصاحبت وى روانهء آن ولايت شد و حكومت سمنان به نوّاب شاهزاده محمّد ولى ميرزا مفوّض آمد و حكمرانى قزوين را به نواب شاهزاده محمّد على ميرزا مرحمت فرمودند . و از آنجا كه حضرت شاهزاده معظّم عبّاس ميرزا به موجب وصايت و امر شاه شهيد سعيد نور اللّه مضجعه بايد به ولايتعهد اين دولت جاويد عدّت برقرار گردند به خفتان و خنجر و شمشير مرصّع و خلعت آفتاب طلعت همايون مخلّع و با رتبهء وليعهدى و نيابت سلطنت به حكمرانى آذربايجان منصوب گرديدند و به اتابيكى نواب امير كبير اعتضاد الدّوله سليمان خان قاجار و با پانزده هزار سوار جرّار رو به مقرّ حكمرانى نهادند و ميرزا عيسى فراهانى مشهور به ميرزا بزرگ از سادات كرام كه آبا و اجدادش رتبهء وزارت داشتهاند به وزارت خاصّهء حضرت وليعهد نايب السلطنه اختصاص يافت و ملازم خدمت ايشان گرديد و ابراهيم خان قاجار سردار كه در تبريز بود به متابعت و اطاعت حضرت شاهزاده مأمور آمد و بعضى ولايتعهد حضرت شاهزاده معظّم و تشريففرمائى به آذربايجان