محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1438

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بسر آمد ، على الصّباح انقلابى در اردو پديدار شد ، محمّد حسين خان قاجار سركشيكچىباشى و ميرزا رضا قلى نوائى منشى الممالك سراسيمه به خوابگاه پادشاه ذيجاه شتافتند و پيكر مباركش را غرقه به خون يافتند ، آنچه از اسباب سلطنت باقى بود برداشتند و از راه نخجوان روانهء طهران شدند و اهل آن ولايت بقيّهء اردو را غارت كردند . و چون اين خبر وحشت‌اثر به اردوى بزرگ رسيد لشكر متفرّق شدند . حسينقلى خان و نواب سليمان خان در ركاب شاهزادگان عظام روانهء رشت گرديدند و از رشت راه دار الخلافه پيش گرفتند . حاجى ابراهيم خان اعتماد الدّوله با جمعى از تفنگچيان مازندرانى از راه اردبيل و زنجان به طرف طهران روان گشت و نجفقلى خان شاهيسون در راه با ايشان همراهى نمود . نواب عليقلى خان از راه خوى و مراغه و تبريز به دار الخلافه آمده در چهار فرسخى طهران اقامت كرد . امرا در قزوين به يكديگر رسيدند و به اتّفاق به قريهء دولاب طهران شتافته در اين محل بماندند . نواب حسينقلى خان ثانى برادر كهتر حضرت مستطاب جهانبانى خواست به شهر طهران ورود نمايد ميرزا محمّد خان دولّوى قاجار بيگلربيگى طهران بنابر وصيّت شهريار مغفور نور اللّه مضجعه ، احدى را به شهر راه نداد و منتظر وصول وارث بالاستحقاق تخت و تاج سلطنت ايران گرديد ، و ميرزا محمد شفيع صدراعظم كه چندى وزارت اعظم حضرت آقا محمّد شاه طاب‌ثراه را داشت و بعد از آنكه حاجى ابراهيم خان به اين مقام رسيد ، او از اين رتبه عاطل و اين اوقات در دار الخلافه بود در اين باب با امير معظم همراهى كرد و برج و بارهء قلعه طهران را به تفنگچيهاى مازندرانى سپرده در بر روى تمامى امرا بستند و بر مرصد انتظار نشستند - هم در اين سال نواب عبد اللّه ميرزا و نواب محمّد رضا ميرزا و نواب امامويردى ميرزا فرزندان حضرت مستطاب جهانبانى متولد شدند - نيز در اين سال قبل از شهادت شاه سعيد شهيد انار اللّه برهانه فرستاده‌اى كه نزد شاهزاده محمود حاكم هرات فرستاده بودند بازگشت و شاهزادهء مشار اليه اظهار خلوص و ارادت نموده و معروض داشته بود كه اگر قبول افتد من نيز يكى از حكّام پادشاه فلك خرگاه ايرانم ، اگر احكام و فرامين شهريارى شرف صدور يابد ميان به خدمت خواهم بست و به ملازمان حضرت خواهم پيوست ، و بعضى اين واقعه را به سال قبل نسبت داده‌اند .