محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1324
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
عمّ نامدارم از شهربند شيراز چون شاهباز به جانب آشيان به پرواز آمد ، دواسبه راه مازندران گرفت . انتهى . مرحوم ميرزا ابو القاسم قايم مقام از وزراء و اركان دولت خاقان عليّين مكان فتحعلى شاه طابثراه ، در كتاب شمايل خاقان گويد : ايل جليل قاجار را نسب به ترك بن يافث و اغوزخان مىرسد ، و شرح مبسوطى در اين باب مىنگارد كه خلاصهء آن از قرار ذيل است : واقدى گويد : ترك بن يافث با كيومرث بن جهان ايران معاصر بوده و هر دو در يك عصر واضع رسم سلطنت شدهاند ، بعد از آن بعضى از اولاد سام و حام در ممالك يمن و هند و حبشه و شام داراى داعيهء اقتدار و احتشام گرديدند . بنابر مسطورات تواريخ ، ترك بن يافث اوّل خانان ملك مشرق است و از نسل او چهار فرزند بوجود آمد بزرگتر از همه فودك بود كه در كودكى در ساحل رود سنلوك صيد ماهى نمود لقمهاى چند تناول فرمود . اتّفاقا پارهاى گوشت بريان از دست او در قطعهء زمينى شور افتاد چون آن را برگرفت آلوده به نمك شده بود . ذائقهء او را از طعم نمك خوش آمد وقت شام صورت حال را به عرض پدر رسانيد و خاص و عام را بعد از آن ميل تمام به استعمال نمك حاصل شد و معدن نمك از تركان پديد آمد . بالجمله رأيت اقتدار ترك در تمامى ملك پدر و املاك برادران چنان افراخته گشت كه با آنكه ايشان مانند غز و خلّخ و چين و سقلاب را مالك بودند و حدود و سنورشان با يورت مخصوص ترك آشكار و معلوم ، باز اكنون در تمام ربع مسكون جملگى را در حكم يك ملك دانند و بنام ترك خوانند و او مهتر فرزندان خويش را براى ولايت عهد بهتر ديد لاجرم مقاليد ملك را به او عطا كرده ايليسنجه خان لقب داد تا كارهاى خطير كند و برجمله امير باشد و خود شهريارى قادر قاهر بود كه بر عموم ايلات و احشام و اقارب و بنى اعمام از فرط كياست برترى و رياست يافت و به نفس خويش در محلّ موسوم به يورسوق و قارقوم و جيال اورتاق و كورتاق ييلاق و قشلاق مىكرد ، و آن دو كوهى است شامخ و عظيم كه از متنزّهات عالم است . خواجهء اديب فضل اللّه طبيب نام آن شهريار را در جامع رشيدى ابولجه خان ضبط كرده است ، و بعضى اين لقب را مخصوص ترك بن يافث دانسته قومى ديگر