محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1177
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
پس از آن ميرزا عليخان را مستقل كرده از راه هزار جريب روانه دامغان گشت و كاظمخان سورتى هزار جريبى را كه از ارادت كيشان نواب جهانسوز شاه بود مقيّد نمود همچنين حاجى زكيخان دودانگهاى را كه در محاصرهء سارى يارى سپاه نواب معظم له نموده بود بگرفت و به عقيدهء بعضى قضيّه چارده كلاته در اينسال بود و كريمخان به سبب سوء اعمال زكيخان او را در ورود به شيراز در كمال خفت به شهر داخل كرد . بعد از اين واقعه اللّه ويرديخان حاكم جاجرم از غلبهء تركمانيه كوكلان به نواب جهانسوز شاه توسل جست ، آنحضرت با سپاهى سه روزه راه را در يك شبانهروز طى كرده بر سر آنها تاختند و جنگ درانداختند پس از كوشش و كشش بركوكلان غالب شده دويست نفر مقتول و جمعى اسير و مغلول گشتند ، اللّهيار خان قليچى حاكم سبزوار كه از متّفقين نواب جهانسوز شاه بود برحسب اشاره در اثناى قتل و غارت در رسيد و از آن غنايم نصيبى وافر يافت پس از يك هفته نواب جهانسوز شاه به راميان معاودت فرمودند و اللّهيار خان نيز به سبزوار شتافت نواب جهانسوز شاه در اين اوان به اصرار و اظهار حضرت آقا محمد خان فرزند بزرگوار خود فتحعليخان ملقّب به باخان ( فتحعلى شاه ) را به شيراز مأمور نموده نامهاى به مدارا با بعضى هدايا نزد كريمخان وكيل فرستادند و چند تن از بزرگان به امر وكيل آن حضرت را پذيره شدند و كريمخان با ايشان اظهار ملاطفت و ابوّت نمود و به حرم خود برده به ملاقات عمه حضرت آقا محمد خان و نواب حسينقلى خان كه در ازدواج وكيل بودند رسانيد و غالبا در اندرون وكيل با ابو الفتح خان فرزند وكيل معاشر و در هنگام غذا در سفرهء وكيل حاضر بودند پس از دو ماه دامغان به تيول ابدى نواب جهانبانى مقرر شد و با جواب نامه معاودت نموده به قزوين آمده اعمام و اقارب را ديدن كردند و از آنجا نزد پدر والاگهر رفتند . هم در اين سال در وقتى كه نواب جهانسوز شاه در صحارى سرخدشت نزول فرموده بودند هنگام شب آرتق نامى از معاندين طايفهء كوكلانى كه در خفا با دشمنان نواب معظّم له معاهده داشت آنحضرت را شهيد نمود و نعش ايشان را به استرآباد بردند و در جنب مزار والد بزرگوارشان دفن كردند و نواب جهانبانى با معدودى از هواخواهان رو به جاجرم نهادند - نواب و الا معتمد الدوله فرهاد ميرزا در جامجم نوشتهاند در سال هزار و صد و هشتاد و هشت در حوالى فندرسك سه نفر از طايفهء ايكدريموت از طوايف