محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1173
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
جهانسوز شاه تخلّف ورزيد و بعدها چند قريه از قراى بلدهء استرآباد را به زور و زر گرفت و در يكفرسخى استرآباد متوقّف شده به تاخت و تاراج مىپرداخت ، در اين سال نواب حسينقلى خان جهانسوز شاه با جمعى از ملتزمين ركاب به حوالى قلعه او رفته متّفقين آن حضرت فغان عليخان را در جامهء خواب بكشتند و قلعهء او به تصرّف نواب معظّم له درآمده اموالش به غارت رفت و عيالش را به راميان آوردند و اللّه قليخان پسرش نيز اسير و مقتول شد . هم در اين سال محمّد خان سوادكوهى حاكم مازندران كه سابقهء خدمت كريمخان زند داشت و در مدّت چهارده سال تسلّط و استقلالى در مازندران بهمرسانيده از غلبه و استيلاى نواب جهانسوز شاه خايف شده به شيراز نزد كريمخان وكيل رفت و به سعايت پرداخت ، كريمخان او را با هزار سوار از زنديه و الوار به سركردگى برز اللّه خان زند و با ابوابجمعى پنج هزار نفر چريك مازندرانى و زنبوركخانه و نقارهخانه مأمور به منازعه و مجادلهء نواب جهانسوز شاه نمود و مشار اليه با سپاهى موفور به سارى آمده عزيمت استرآباد كرد . نواب جهانسوز شاه به جانب دشت تركمان توجّه فرمود و محمّد خان در جرّكلباد حيران بماند ، نواب جهانسوز شاه كمال خان و پاينده خان افغان را با جمعى از يموت در خفا به حوالى محمّد خان فرستادند و خود با پانصد نفر از غلامان خاصّ ظاهرا به عزم دامغان حركت كردند و در نيمهء راه به كيوسر هزار جريب عطف عنان نمودند و صبحگاهى به قصد تسخير بلدهء سارى نهضتفرما گشته در يكروز سه روز راه را طى و شبانگاه قلعهء آن شهر را محاصره فرمودند و نردبانها به ديوار و سور شهر گذاشته جمعى به فراز قلعه برآمدند و نوّاب جهانسوز شاه با معدودى به دروازهء چل شتافته مستحفظ دروازه را بگشود و لشكريان بر در و ديوار قلعه تاختند جمعى را مقتول و على اصغر برادرزادهء محمّد خان سوادكوهى را اسير كردند ، محمّد خان مطّلع شده به طرف سارى روانه گشت ، طوايف افاغنه و تراكمه از كمين بيرون آمده او را تعاقب كردند ، مرتضى قليخان و مصطفى قليخان نيز به آنها ملحق شده اطراف محمّد خان را گرفتند و او را مقهور و دستگير ساخته به خدمت نواب جهانسوز شاه بردند و نواب معظم له به بارفروش توجّه فرموده پس از اخذ مال محمّد خان را مقتول كردند مهديخان پسر محمّد خان فرار كرده به شيراز نزد كريمخان رفت و قصّه را اظهار داشت .