محمد حسن خان اعتماد السلطنه
576
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
آن مقام است كه در آن سرسرىنگرى و به سرعت از آن گذرى . لمحهاى به پا و خلع نعلين كن كه انّك بالواد المقدس طوى . قرنى كه پيش است ولادت هر مولودى از آن تو را و پيشينيان تو را بلكه آحاد و افراد اهل مملكت را سعادتيست جاويد و هرآنى از آن ساعتى است سعيد . كليّه وقايع آن معتبر و سوانح مهمّه آن روشنىبخش ديدهء اولى التّهى و الفكر . فتوحات آن مفتاح كنوز و اقبال ، و غزوات آن اسباب نيل و حصول امانى و آمال ، اخبار آن بدايع اخبار ، و آثار آن نوادر آثار . پس در نگارش اين قرن كه به منزلهء ذكر خاص است پس از عام ، سياق كلام را اختصاصى بايد ، و تاريخ اين سلسله ابد پيوند را جلدى مخصوص شايد ، تالآلى را از صدف امتياز و معانى را از الفاظ ممتاز باشد چون راهى كه انصاف نمايد پيمود نيست و حرفى كه عقل گويد شنودنى . جلد ثانى منتظم ناصرى را به سال هزار و صد و نود و سه كه سال ارتحال كريمخان وكيل است ختم كردم و عزّزناه بثالث « 1 » گويان از ابتداى استيلاى كلّى و غلبهء تام و تمام سلاطين باتمكين قاجار ، و پادشاهان معدلتآئين اين دودمان با فخامت و فخار ، بر ممالك محروسهء ايران صانها اللّه من طوارق الزمان را براى جلد سيم گذاشتم و در آن جلد كه اگر توفيق رفيق شود نيز سالبهسال نگاشته خواهد شد . با وجود فسحت عرصه و مجال چه جاى ايجاز و اجمالست ( اين رشتهء عمر است و دراز اوليتر ) سير اين ملوك معظّم و خسروان با كرامت و همم كه هريك بجاى خود عمده و اهمّ مىباشد در جلد سيّم كتاب منتظم ناصرى مفصّل و مبسوط ، منقّح و مشروح درج و ثبت صحيفهء بقا و خلود و ضبط اوراق شرافت و ابود مىشود ، اميد كه
--> ( 1 ) . عبارت « و عززناه بثالث » تلميحى است با آيهء شريفهء « إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ . . . » ( سورهء يس آيهء 14 ) . البته صحيح اين بود كه يا عين عبارت قرآن را مىآورد « فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ » يا هم مىنوشت « فعززناهما بثالث » يعنى دو جلد اوّل و دوّم را با جلد سوّم به عزّت و حرمت رسانديم . « فعززناه بثالث » در اينجا معنى ندارد مگر اينكه بگوئيم ضمير ( ه ) راجع است به جلد ثانى در آن صورت جلد اوّل چرا بايد از عزّت بر كنار بماند ؟ ترديد ندارم كه مؤلّف در ايجاد اين تلميح مبتكر نيست و از مرحوم ميرزا ابو القاسم قائممقام تقليد كرده ، زيرا آن مرحوم نيز چنين سهوى مرتكب شده است . ( ر . ك . به منشآت قائممقام چاپ 1280 ، ص 21 س 7 ) .