محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1151
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
و خود را شاه سلطان حسين ثانى مىخواند در بغداد به داعيهء سلطنت ايران برخاست و ميرزا مهدى خان منشى مؤلّف تاريخ جهانگشاى نادرى كه از سفارت اسلامبول مراجعت به بغداد نموده بود مؤيّد قول او گشته و او را از بغداد به كرمانشهان آورد و عليمردان خان شاه سلطان حسين ثانى مجعول را آلت دست خود قرار داد كريمخان با سپاهى متوجّه كرمانشهان شده در صحراى كرمانشهان عليمردان خان را شكست داد و شاه مجعول در اين جنگ كشته شد امّا عليمردان خان چون از آزاد خان افغان غليجائى كه با جمعى افاغنه بر قلعهء ارومى استيلا يافته و در آنجا سكنى داشت استمداد نموده بود آزاد خان بعد از آنكه عليمردان خان شكست خورده بود با هفت هشت هزار نفر افغان و افشار و غيره به كرمانشهان نزديك شد ولى بعد از استماع خبر شكست عليمردانخان خواست مراجعت كند كريمخان از راه غرور سر راه بر او گرفت ، آزاد خان مصمّم جنگ شده لشكر كريمخان را منهزم كرد ، كريمخان راه اصفهان پيش گرفت و از اين راه به فارس رفت ، آزاد خان به ملاير آمده اهل و عيال كريمخان را بعد از محاصره و تصرّف پرى محبوسا به قلعهء ارومى فرستاد و خود به اصفهان آمده آغاز سلطنت نمود . كريمخان از فارس به قصد محاربهء آزاد خان به اصفهان معاودت كرده به قصبهء قمشه كه نه فرسخى اصفهانست آمد آزاد خان با لشكر زياد به استقبال كريمخان شتافت و از او شكست خورد و اسكندر خان برادر امّى كريمخان در حينى كه لشكر آزاد خان را تعاقب مىكرد مقتول شد لهذا كريمخان دست از جنگ كشيده متوجّه چهارمحال و از آنجا به بعضى توابع كوهگيلويه مرور كرد و به خرّمآباد آمد و در اين ناحيه جمعى از ايلات توابع كرمانشهان و پشتكوه و صيمره و غيره دور او جمع شدند و از اتّفاقات آنكه چند نفر از رؤساى زنديه را كه آزاد خان در پرى با عيال كريمخان اسير كرده به قلعهء ارومى روانه نمود و علمخان افغان با هزار سوار مستحفظ ايشان بود در يكى از منازل به تدبيرى زنان زنديه خود را به مردان رسانيدند و قيد و بند آنها را شكسته و باز كردند و يك قبضه شمشير و طپانچه كه پنهانى با خود داشتند به آنها دادند دو نفر از ايشان آن دو سلاح را برداشته رو به طرف علم خان روان شدند و در وقتى كه تازه از خواب بيدار شده و از خيمه خود بيرون آمده بود او را بكشتند ، پس از كشته شدن علمخان همراهان او متفرق گرديده برخى مقتول و