محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1146
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اروپا - امتداد جنگ و منازعه ما بين فرانسه و اطريش . آمدن عساكر روس به كمك اطريش تا به سواحل رن و سرحدّات فرانسه . ( هلاند ) - جزيرهء برنئو را قشون هلاند متصرّف مىشود . ( عثمانى ) - در سيّم جمادى الاولى اين سال عبد الكريم خان ايلچى عليشاه برادرزادهء نادر شاه در اسلامبول به حضور سلطان رفت ، مهر عليشاه كه نامهء مكتوبه به سلطان ممهور به او بود سجع آن ( بندهء شاه ولايت على ) و سجع مهر ميرزا ابراهيم صدراعظم و اعتماد الدولهء او اين شعر بود : از عنايات كردگار كريم * دارد اميد رحمت ابراهيم [ سنهء 1162 هجرى - سنهء 1748 مسيحى ] آسيا - در اين سال ابراهيم خان كه خود را ابراهيم شاه خوانده جميع املاك كليسائى را به آنتوان خليفه گرجستان واگذار نمود ، بعد از آن خلعتى به جهت او فرستاد و فرمان مسطور در ذيل را به اسم او بنوشت : الملك للّه تعالى - فرمان همايون شد آنكه : عمدة الاعاظم و القسّيسين و زبدة الافاخم و العيسّيين اندون ( آنتوان ) كتلهكوز به صنوف عواطف بيكران خاقانى درجهء امتياز و اختصاص يافته بداند كه چون حسن اخلاصمندى او بر پيشگاه خاطر خيريّت مآثر اقدس ظاهر گرديده و كمال شفقت به آن عمدة العيسويّه داريم از فرط شفقت و مرحمت در اين وقت يك ثوب خلعت و بالاپوش به جهت او فرستاديم كه خلعت و بالاپوش مزبور را زيب بر و دوش افتخار و اعتبار خود ساخته از روى اميدوارى و ارادت به خدمات مقرّره و دعاگوئى ذات با بركات اقدس اشتغال نموده مطالبى كه داشته باشد در مقام عرض درآورده به انجام مقرون دانسته و در عهده شناسد تحريرا فى شهر صفر سنهء 1162 . هم در اين سال ابراهيم خان به عزم جنگ با شاهرخ ميرزا و رفتن به خراسان از آذربايجان حركت كرد و بنه و آغروق را با عليشاه كور كه مقيّدا همراه داشت به قم فرستاد بعد از ورود به منزل سرخهء سمنان عساكر او بعضى نزد شاهرخ ميرزا و برخى به اوطان خود رفتند ناچار ابراهيم شاه با طايفهء افغان كه با او موافقت داشتند به قم آمد مستحفظين قم در برويش بستند ، او افاغنه را به نهب شهر قم