محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1122

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

پذيرفته شده بعد از اعطاى عطايا چون تخميس مذهب و تعيين ركن كه به معاذير شرعيّه از جانب دولت عثمانى قبول نشده ركن اعظم مصالحه بود نادر شاه براى اين مذاكره عليمردان خان بيگلربيگى لرستان فيلى را به سفارت دربار عثمانى تعيين و به همراهى مصطفى پاشا و افنديان در غرّه شهر صفر روانه دربار عثمانى نمود و موكب نادرى به طرف كابل و غزنين رفته اين ولايات را مسخّر كرد و غور و آن نواحى را نصر اللّه ميرزا متصرّف شد و رضا قلى ميرزا به حضور نادر شاه آمده نيابت سلطنت يافت و روانهء ايران گرديد و از آنجا كه از جانب محمّد شاه بابرى پادشاه هندوستان خلاف عهد نسبت به نادر شاه به ظهور رسيده بود و ايلچى نادر شاه را يكسال نگاهداشته ، موكب نادر شاه عزيمت هندوستان نموده به پيشاور آمد و در اين شهر خبر رسيد كه ابراهيم خان ظهير الدّوله برادر نادر شاه كه به تأديب جماعت لگزيه جاروتله كه در البرز كوه سكنى دارند رفته مقتول گرديده نادر شاه امير اصلان خان قرقلو را به ايالت آذربايجان و صفى خان بغايرى را كه سردار گرجستان بود به سردارى آذربايجان منصوب نمود و از پيشاور پيشتر رانده از آب اتك و رود پنجاب عبور نموده و بعضى عساكر هندى كه در جلو راه بودند منهزم شدند و لاهور به تصرّف عساكر نادرى درآمد و زكريا خان ناظم صوبهء لاهور پيشكشى گذرانيده در سلك منقادان منسلك گشت و فخر الدّوله ناظم صوبهء كشمير كه مردم صوبه كشمير از حكومت او ابا كرده و او در لاهور مىبود از جانب نادر شاه به ايالت آن مملكت برقرار گشت و ناصر خان صوبه‌دار كه از جمله گرفتاران و در اردوى نادر شاه بود مجدّدا به صوبه‌دارى كابل و پيشاور منصوب شد و در لاهور به تحقيق پيوست كه محمّد شاه هندى مشغول جمع‌آورى لشكر و تهيّه جنگ است ، لهذا نادر شاه از لاهور انتهاض نموده به سر هند رسيد و در اينجا معلوم شد كه محمّد شاه با سيصد هزار نفر ، و دو هزار زنجير فيل جنگى ، و سه هزار عرّاده توپ ، وارد محلّ موسوم به كرنال بيست و پنج فرسخى شاه جهان‌آباد گشته است ، نادر شاه مقابله و مقاتله لشكر هندى را پيشنهاد ساخته با آنكه سعادت خان برهان الملك كه صوبه‌دار مملكت و معظم امراى هندوستان بود با سى چهل هزار نفر به عزم امداد به اردوى محمّد شاه پيوست چون جنگ در ميان لشكر نادر شاه و عساكر هند درگرفت هنديان مغلوب و منهزم شدند و اردوى محمّد شاه محصور گرديده كار بر او تنگ