محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1118
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مجالس از قرار ذيل است : مجلس اوّل در بيست و دويّم ربيع الآخر بود . در اين مجلس اوّل مطالب نادر شاه را ذكر و تفكيك نموده آنچه راجع به دولت و پليتيك بود عليحده نوشتند ، و آنچه متعلّق به مذهب جداگانه . آنها كه پليتيكى بود از قبيل مبادلهء اسرا و تعيين سفرا در پاىتخت طرفين فى الجمله قبول شد و آنها كه مذهبى بود از قبيل شناختن مذهب جعفرى و تعيين امير حاج براى حجّاج ايران از جانب نادر شاه به عهدهء تعويق افتاد . در مجلس دويّم كه در بيست و پنجم ربيع الآخر بود ايلچى ايران اينطور بيان كرد كه قصد حقيقى نادر شاه ترك و جرح مذهب شيعه مىباشد اگر دولت عثمانى مطالب نادر شاه را قبول كند طريقهء تسنّن را نادر شاه در تمام ايران رواج خواهد داد . بواسطهء اين حرف مأمورين عثمانى قبول تعيين امير حاج را كه نادر شاه بنمايد كردند كه از راه احسا و نجف به طرف حجاز روانه شود . مجلس سيّم كه در بيست و هفتم ربيع الآخر منعقد شد ايلچى ايران در به دو مجلس شكايت كرد كه مطالب من بطوريكه شأن پادشاهى بزرگ مثل نادر شاه اقتضا مىكند از طرف دولت عثمانى معجّلا جواب داده نمىشود و مثل آورد كه معتصم خليفه با روم جنگ نكرد مگر به جهت اسيرى زن بيوهاى و چگونه نادر شاه تمكين خواهد كرد كه چندين هزار اسير ايرانى در خاك عثمانى هستند . مجلس چهارم كه در بيست و نهم ربيع الثانى بود باز در مسئلهء اسرا گفتگو شد . مجلس پنجم كه در روز اوّل جمادى الاولى منعقد شد مأمورين عثمانى كه عبارت از وزراى دولت و رؤساى دين بودند بالصّراحه جواب به ايلچى نادر شاه دادند كه قبول كردن مذهب جعفرى مثل مذاهب اربعه اهل سنّت بدعت در دين است و وجها من الوجوه سلطان قبول نمىكند . در مجلس ششم كه يازدهم جمادى الاولى بود ايلچى ايران به بعضى فصول عهدنامه تن درداد و شرط كرد كه اين عهدنامه بموقع اجرا نرسد تا وقتى كه نادر شاه امضاء كند . بنابراين از طرف سلطان عثمانى مصطفى پاشا و عبد اللّه خليل افندى مفتى مأمور سفارت ايران شدند و در يازدهم جمادى الآخره سفير ايران عزم معاودت كرد و از جمله هدايائى كه سلطان براى نادر شاه فرستاد قرآنى بود به خط عثمان بن عفّان و سلطان كه خط نسخ را خوش مىنوشت ، چند سطر از آيات قرآنى و چند فقره حديث به خط خود براى نادر شاه نوشت چنان كه : آيهء اوّل آيهء