محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1111

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

تذكار در خاتمهء گفتار بر مستبعدان معركهء قتال و جدال ، و مستبصران انجمن قيل و قال ، حقيقت حال و صدق اين مقال غيرمحجوب و مستور ، و بر از باب خبرت و شعور از شاهراه معقول و طرق منقول معلوم و مشهود خواهد بود كه شروح مسطوره خالى از لاف و اغراق است چه اين سالك طريق درويشى عبد النبى منشى من اوله الى آخره حاضر و شاهد بود ، و به دليل انّى و لمّى مبرهن و بديهى است كه محمود مردود به آن نخوت و غرور طغيانى كه جبلّا مفطور داشت با وجود استعداد و كثرت لشكر و عدّت حشم و حشر كه از كجا به كجا را به چه كيفيت تسخير نموده در عين عنفوان قوت ، و بروز شوكت ، به اينهمه طى مسافت به عزم تسخير اين ولايت حركت و بعد از ورود و محاصرهء بهبهان با حصارى در كمال حقارت و جمعى رعيّت بىبضاعت به عون جناب احديّت به مضمون : به جائى كه تقدير زورآور است * تواناترى ناتواناتر است برابرى ، و به عاقبت به اين كيفيت آن مردود را شكست داده باشند كه باعث كسر شوكت و جرأت و جلال و زوال و استيصال آن بدخصال شده كه ديگر كمر نبست تا بر در خود نشست به مقتضاى - اين مشت گل آخر چه‌قدر حوصله دارد - خالى از غرابتى نيست - ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ علينا - هرگاه جمعى رعيت از باب حميّت مصدر اين فعل مجرّد از مزيدفيه غيرسالم از علّت معاونت سپاه كه نعوذ باللّه بود شوند ، بر ديده‌وران منصف و خبرت كيشان به خوبى متّصف ، حقوق اين خدمت و قدر اين جان‌فشانى معلوم و از رهگذر اين سوانح چه خرابيها و خسارت و اخراجات كه به بلدهء مزبوره رسيد و مردم در صرف مال و بذل جان از دل و جان كوشيده همانا دنيا و مافيهاى خود را به علاوهء جان‌فشانيها به حصول نيكنامى در راه دين و دولت ابد انتما داده‌اند - ز سوداى كريمان هيچكس نقصان نمىبيند . [ سنهء 1146 هجرى - سنهء 1733 مسيحى ] آسيا - در اين سال نادر شاه در شيراز پس از تنسيق امور مملكت فارس كه