محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1084
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
خانههاى بىصاحب جاى دادند و به آنها املاك و اقطاع مشخص كردند و اينقدر در اصفهان از خلايق كم شد و هيچ وجود و عدمشان معلوم نشد و اكثر از خانههاى شهر خالى بود و از افاغنه مردم بسيار نيز تلف شده بودند و به جاى افغان از اهالى درگزين به دروازهها محافظ و كشيكچى گذاشتند و كسان معتمد به قندهار فرستاده و از كوچ و بنهء افغان كوچانيده به سى هزار شتر بار كرده به اصفهان آوردند . مادر محمود را با هزار شتر از افاغنه به اصفهان رسانيدند . و به سپاه افاغنه يك حبّه و دينار نمىداد ، هرگه مواجب مىخواستند مىگفت برويد فلان شهر را تسخير كنيد و هرچه در آنجا بيابيد غارت نمائيد و اين مواجب شما است چون سپاه محمود زيادتى گرفت و اندكى از طرف خصمان اطمينان حاصل كرد خواست كه افاغنه را مشغول كند و از طرف شاه طهماسب به سبب بىرغبتى مردم خاطرجمع بود . زبردست خان را با جمعى سپاه از افاغنه به تسخير بلاد مأمور نمود و به او به طرف گز كه قصبهايست در سه فرسخى اصفهان متوجّه گشته و در آنجا قزلباشيه بسيار جمعيت كرده و اطراف آن را خندقى عميق كنده بودند و به ذخيره و تدارك استحكام داده افاغنه يورش به آنجا آوردند و كارى نساختند و هم قصبه بنى اصفهان را كه در آنجا نيز قزلباشيه جمع بودند محاصره كردند و جنگهاى عظيم نمودند و ظفر نيافتند عاقبت از آتشپرستان آورده زير حصار نقب زدند و رخنه پيدا كردند و يورش بردند و در حين ظفر رعايا و قزلباشيه امان طلبيدند زبردست خان ايشان را امان داده هرچه در قصبه بود از آذوقه و غيره ضبط و به اصفهان فرستادند و محمود را امان او خوش نيامد گفت بعد از اين تهمتى زنند و قزلباشيه را قتل نمايند . قزلباش از اين حالت خبردار شده هرچه افاغنه مىكردند متحمّل بودند . در اين اثنا لطفعلى خان از اصفهان فرار و به بنى اصفهان داخل شد او را گرفته بند كردند و به محمود سپردند به اين تقريب آتش غضب افاغنه سكون و خمود يافت . فرستادن لشكر براى فتح شيراز نصر اللّه خان با سه هزار سوار افغان و ششهزار درگزينى را به تسخير شيراز فرستادند و اهالى قصبات سر راه را به اطاعت آوردند و اصل نصر اللّه خان از طايفه كعب هندوستان و در ميان عجم بزرگ شده و به دلاورى و بهادرى و شجاعت