محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1070

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

افغان خواهيم نمود ، احمد آقا چون از امداد مأيوس شد برگشته به محافظت جسر پرداخت . رغبت كردن افاغنه به مصالحه با قزلباشيّه سركردگان و تجربه‌اندوزان محمود مشاورت كرده به توسّط ارامنه ارادهء صلح با قزلباشيّه نمودند . ارامنه مسامحه در صلح كردند و با خود گفتند كه اگر در ميان صلح واقع شود افاغنه هفتاد هزار تومان را كه ما تمسّك داده‌ايم از ما خواهند خواست و بعد از رفتن افاغنه قزلباشيه به انواع بهانه‌ها ما را مؤاخذ خواهند نمود ، اصلح آنست كه ما به كار قزلباشيه پردازيم و اگر از خارج مددى رسد و افاغنه مغلوب شوند به اتفاق قزلباشيه به دفع آنها پردازيم ، و به تقريب خدمت احتمال دارد كه قزلباش از ما رنجد « 1 » و هفتاد هزار تومان در كيسهء ما بماند . پيام از جانب خان حويزه به افاغنه و رغبت افاغنه در صلح افاغنه در خوف و اضطراب تمام افتاده اختلال و اختلاف عظيم در ميان ايشان روى داده پريشان‌حال شدند ، در اين حال شب قاصد خان حويزه به ميان ايشان رفته پيغام گذرانيد كه من از شما مىباشم عنقريب مراد حاصل خواهد شد و اصفهان به دست خواهد افتاد . چرا بايد خوف و اضطراب به خود راه دهيد ، افاغنه از اين پيغام خوشحال گشته مژدهء سلامتى شنيدند و باعث بر آن [ اين ] بود كه خان حويزه سنّىمذهب بود اگرچه از اخلاص كيشان شاه بود امّا از [ اعتماد الدوله جديد و ] ساير رجال دولت كدورتى در دل داشت . مىگفتند كه قزلباش فتحعلى خان لگزى را به تهمت تسنّن كور كرده‌اند و هرروز از خزانهء شاه پنجاه تومان به خان حويزه مىدادند و اميّد داشتند كه از خارج مدد به اصفهان خواهد رسيد و به اين تقريب به صلح راضى نبودند و افاغنه از پيغام خان حويزه به احوال قزلباش اطّلاع تمام يافته دو ماه پاى در دامن استراحت كشيده يورش نياوردند و حركت نكردند و در برابر اصفهان نشستند و به

--> ( 1 ) . ب : نرنجد .