محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1043
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
سرداران مزبور [ دست ] تطاول افغان را از آن ديار كوتاه كرده به ضابطه و نظام تمام در قندهار فرمانروا ، و افاغنه كماكان مطيع و منقاد و فرمانبردار آمدند و طوايف افغانى كه تابع قندهارند دو فرقه بودهاند يكى هزاره كه مذهب ايشان تشيّع بود و افاغنهء ديگر كه در شمالى قندهار و اهالى آنجا بودند نزديك به جماعت اوزبك سنّىمذهب و از سنّى به شيعه تطاول و دستاندازى واقع شده بارها تشكّى به پادشاهان صفويّه نمودند و ايشان اعتناء نكرده بالاخره افغان شيعه مطيع افغان سنّى گشته داخل سپاه محمود شدند و سنّيان را تابع و مطاوع « 1 » آمدند و در جنگها با او بودند . بيان طغيان گرگين خان والى گرجستان به شاه سلطان حسين و انهزام او و اعتذار آوردن به شاه در سنهء هزار و صد و چهارده گرگين خان والى گرجستان از اطاعت شاه روگردان ، و شاه جاسوسان به سوى بزرگان آنجا روانه و ايشان را از متابعت گرگين خان تحذير و انذار فرمود ، گرگين خان را در دماغ فاسد فساد نخوت و شرارت جايگير بود عصيان خود را ظاهر ساخت ، شاه از حركات ناهنجار او آگاه و كلبعليخان قاجار حاكم گنجه را با لشكر گران به تأديب او مأمور و او بر سر گرگين خان رفته هنگام تلاقى دو لشكر بزرگان تفليس از يارى او متجافى و از جنگ پهلو تهى كرده در كنار ايستادند گرگين خان مغلوب گشته فرارى و در كوهستانات « 2 » تفليس متوارى گرديد و كلبعلى خان داخل تفليس گشته بزرگان و رعاياى آنجا را به انعام و احسان و سلوك و مدارا نوازش كرده خوشدل ساخت ، گرگين خان از حركات ناهموار خود نادم و برادرش در اصفهان در آستان شاه منصب ديوانبيگى داشت « 3 » گرگين خان به وساطت او به پادشاه پناه آورد و شمشير در گردن از اعمال گذشته خود نادم و پشيمان و به شاه عذرخواه گرديد ، و شاه نيز از جرم او درگذشت و عفو فرمود ، مقارن اين حالات پادشاه هندوستان به هوس
--> ( 1 ) . در متن : مضارع . ( 2 ) . متن : كرماستان . ( 3 ) . ب : برادرزادهاش خسرو خان در آستان شاه . . .