محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1029

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شاه طهماسب به طهران آمده مصمّم فرستادن ايلچى به اسلامبول گرديد و وصول خبر فتح عساكر عثمانى در اسلامبول مايهء حصول شعف زياد شد . خلاصه اغلب شهرهائى را كه طهماسبقلى خان ( نادر ) از عساكر عثمانى منتزع ساخته بود باز عساكر مزبوره متصرّف شدند و تبريز و اروميه و مراغه را بگرفتند و در همين اوان قلعهء حويزه را كه طايفه منتفج و بنىلام محاصره كرده بودند متصرّف شدند پس از اين سوانح در نهم شعبان اين سال عهد مصالحه فيما بين دولت عثمانى و شاه طهماسب ثانى منعقد شد و به موجب اين عهدنامه از طرف آذربايجان رود ارس سرحد دولتين گرديد و از طرف عراق درهء تنگ . و عهدنامهء مزبوره عبارت از هشت فصل بود : فصل اوّل در تعيين حدود ، فصل دويّم در آزادى زوّار در اماكن مشرفه متصرّفى دولت عثمانى ، فصل سيّم راجع به تجارت ، فصل چهارم در تعيين قنسول ايران در اسلامبول و تعيين قنسول عثمانى در اصفهان ، فصل پنجم در استقرار دوستى و مؤالفت ما بين كوتوالان و سرحدداران طرفين ، فصل ششم در آزادى سفراى دولتين در ممالك يكديگر ، فصل هفتم در باب غدغن سخت به سرحدداران طرفين كه اسباب منازعه و مشاجره فراهم نياورند ، فصل هشتم در اينكه نسخ متعدّده از اين عهدنامه نوشته شود و براى سرحدداران دولتين متعاهدتين بفرستند . بعد از انعقاد اين معاهده چون سلطان عثمانى راضى به واگذار كردن تبريز نبود از صدراعظم خود مكدّر شده در بيست و سيّم شعبان او را معزول و منصب صدارت را به على پاشاى حكيم‌زاده كه حاكم تبريز بود مفوّض داشت و از اين طرف طهماسبقلى خان ( نادر ) نيز مطلقا راضى به اين عهدنامه نبود و از حركات شاه طهماسب مخصوصا جنگى كه در غياب او با لشكر عثمانى كرد و مايهء خسارت كلّى گرديد كمال دلتنگى و تغيّر را باطنا بهمرسانيد و به خيال خلع شاه طهماسب افتاد . به عقيدهء بعضى مورّخين وقتى كه شاه طهماسب با قشون عثمانى در حوالى همدان جنگ كرد طهماسبقلى خان در خراسان بود و بر سر طايفهء افاغنهء ابدالى كه بر هرات استيلا يافته بودند رفته و هرات را بگرفت و افاغنهء ابدالى را متفرّق ساخت و برادر خود ابراهيم خان را به فراه فرستاد و او نيز فراه را بگرفت و افاغنه به اعانت سيدال افغان به جانب قندهار رفتند و ابراهيم خان به خدمت طهماسبقلى خان بازگشت ، در اين اثنا خبر مصالحهء شاه طهماسب با