محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1022
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اشرف تسبيح مرواريدى از جانب صالح خان وزير اشرف به ابراهيم پاشاى صدراعظم عثمانى تقديم كرد و نامهء اشرف به سلطان عثمانى از بابت استرداد همدان و كرمانشهان و اردلان و تفليس و تبريز و گنجه و ايروان هم عجز بود و هم تهديد و اين بيت را در عبارات تلفيق كرده كه ( خدا كشتى آنجا كه خواهد برد الخ ) منشى سلطان در جواب اين عبارت شعرى نوشت كه مضمون آن اين بود ( خريّت و جاهلى را قسمت مردم افغان نمودهاند ) نيز مثل معروف البعرة تدلّ على البعير را در حقّ خود ايلچى گفتند ، بالجمله كاغذى كه به علماى اسلامبول علماى افغان نوشته بودند در مجلسى كه در نهم جمادى الثانيه از علما و فضلا منعقد شد خواندند و مطرح نمودند و در اين مجلس علماى مكّه و مدينه نيز حاضر شده بودند و خبرى از سردار عثمانى كه در همدان بود رسيد و معلوم شد عساكر عثمانى كه در همدان هستند مستعد شورش مىباشند و مىگويند در صورتى كه اشرف از اهل سنّت و جماعت است جنگ كردن ما با او چه صورت دارد . در هشتم ماه رجب اين سال استفتائى كه فتاوى آن نيز نوشته شده بود به امضاى يكصد و شصت نفر از علما به حضور سلطان عثمانى فرستاده شد و اين استفتا را سلطان نموده و از قرار شرح ذيل است : استفتا : آيا در مذهب اسلام جايز است در يك عصر پيرو دو امام باشند ؟ فتوى : در يك عصر دو امام نمىتوانند امامت كنند مگر اينكه فيما بين حوزهء حكومت آنها درياى محيط حايل و فاصل باشد . استفتا : بعد از آنكه مسلمين اجماع نمودند و امامت خود را به سلطان البرّين و خاقان البحرين و خادم الحرمين الشريفين و نتيجهء سلاطين كرام و ائمه عظام سلطان احمد خان سپردند اگر فلان شخص بدون حق و حساب محض ظلم به اصفهان و حوالى آن غلبه كرده و حالا داعيهء گرفتن ساير بلاد را بهمرساند و ادّعاى امامت كند و بعضى از مسلمين او را به اين سمت شناخته باشند و او ايلچى به دربار سلطان بفرستد و استرداد بلادى را طلب نمايد كه شمشير برنده عساكر سلطان آن بلاد را از تصرّف روافض ايران مصفّى ساختهاند چه بايد به او جواب داد ؟ فتوى : فلان شخص يك نفر طاغى ياغى است كه بايد او را دفع كرد اگر بالطّوع و الرغبه قبول تبعيت ظلّ اللّه نمود بسيار خوب ، و اگر در جهل جاهد بود اين