محمد حسن خان اعتماد السلطنه

978

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

فرستاده هم تعزيت وفات شاه عبّاس و هم تهنيت جلوس صفى ميرزا را به او تبليغ و اظهار نمائيم . در انتخاب مأمورين كه بايد به اصفهان بروند در ميان امرا اختلاف شد و به سبب نقار و خلافى كه هميشه در ميان امراى ايران بوده و هست هريك از حضّار مىخواستند سبقت به ديگرى گرفته خبر سلطنت صفى ميرزا را به او بدهند و برسانند آخر الامر به اسم دو نفر قرعه كشيدند يكى تفنگچىباشى و ديگرى قوللر آقاسىباشى و به حكم قرعه قوللر آقاسىباشى به اين كار منتخب و معين گرديد و از طرف هريك از امرا و وزرا يك نفر مأمور به اتّفاق مشار اليه روانه شد ، بنابراين يازده نفر با قوللر آقاسىباشى از اردوى خسرو آباد به طرف اصفهان حركت كردند و هريازده نفر دفعة واحده وارد عمارت سلطنتى اصفهان شدند كه ابلاغ آراى امرا و وزرا را به صفى ميرزا نمايند و عريضه‌اى را كه به مهر وزرا و امرا ممهور بود با تاج و خنجر و شمشير سلطنتى به اين شاهزاده تقديم كنند ، ورود مأمورين مقارن غروب روز شنبه جمادى الاولى بود كه در ميدان نقش‌جهان اصفهان پياده شدند و از در آلالوقاپو وارد گرديدند ، قوللر آقاسىباشى به مستحفظ آلاقاپو حكم كرد كه جز فرستادهء اعتماد الدوله ديگر كسى را اجازهء دخول در عمارت ندهد يعنى آنها را دم در نگاهدارد همين كه قوللر آقاسىباشى با مأمور اعتماد الدوله به در عمارت حرمخانه رسيد آغانظر را احضار كرده تفصيل را به او معلوم نمود ، آغانظر وقتى كه صفى ميرزا را از اندرون بيرون مىآورد كه تاج سلطنت را بر سر او گذارد مادر صفى ميرزا به واهمهء اينكه مبادا تدبيرى كرده باشند و بخواهند به حكم شاه عبّاس صفى ميرزا را به قتل رسانند اظهار وحشت و بىقرارى مىنمود . خلاصه على الصّباح شاه صفى دويّم كه بعدها به شاه سليمان موسوم و معروف شد در عمارت تالار طويله جلوس كرد و تاج‌گذارى نمود . انتهى كلام شاردن . هم در اين سال كه سنهء هزار و هفتاد و هفت باشد محمّد داراشكوه پسر بزرگ شاه جهان كه از عالمگير شكست خورده و مقهور او بود و از هندوستان عزيمت ايران داشت امراى عالمگير بر او غالب شده او را دستگير كردند و نزد عالمگير بردند و روانه ديار عدم شد . فوت زيد شريف در مكّهء معظّمه و حكومت شريف سعد پسر وسطى او به جاى او .