محمد حسن خان اعتماد السلطنه
923
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
نمودند . و از سوانح اين سال فتنهء گيلان بود به اين معنى كه شخصى مجهول ادّعا كرد كه من از نوادهء حكمرانان قديم گيلانم و اهالى آن نواحى دور او را گرفته جمعيّت او به سى هزار نفر رسيد و او را غريب شاه ناميدند و او به خيال سلطنت و تسخير آن نواحى افتاد و لاهيجان را متصرّف شد ، لهذا سارو خان طالش حاكم آستارا و گرگين سلطان حاكم گسكر و قورچيان حدود اردبيل و امراى طالش و طارمين عليا و سفلى و خلخال به دفع فتنه غريب شاه مأمور شدند و جنگ سختى با متابعين او نمودند و ده هزار نفر از گيلانيان درين فتنه كشته شدند و غريب شاه را اسير كرده به اصفهان آوردند و در ميدان نقش جهان به ديار عدم فرستادند بعد از او گيلانيان ديگرى را به دست آورده عادلشاه برادر غريب شاه خواندند او نيز گرفتار و نابود شد . هم در اين سال ابو الغازى سلطان والى خوارزم به خراسان رانده قلعه نسا را بگرفت و محب على سلطان استاجلو ولد بكتش خان حاكم آنجا به محض واهمه آن قلعه را گذاشته بگريخت و ابو الغازى قصد ابيورد نمود و برادر او اسفنديار خان به طمع تسخير مرو شاهيجان افتاده بدانجانب شتافت ، عاشور خان چكنى حاكم مرو با جمعى بيرون آمده اسفنديار را منهزم كرد و جمشيد سلطان گرجى غلام خاصّه شاه عبّاس كه حاكم ابيورد بود به معاونت منوچهر خان حاكم مشهد با ابو الغازى جنگ كرده ابو الغازى را شكست داد و ابو الغازى فرار نمود و زمان بيگ ناظر و تفنگچى آقاسى كه از جانب شاه صفى سردار خراسان شده بود وقتى رسيد كه اينكارها به انجام رسيده لهذا با حاكم استرآباد به مدافعهء رحمان قلى قراباش تركمان كه به راه عصيان مىرفت پرداخت و علىيار خان گرايلى رحمان قلى را منهزم ساخت و چون ابو الغازى اين بشنيد بكلّى از دستاندازى اين نواحى طمع بريده راه خوارزم پيش گرفت امّا علىيار خان به حكم زمان بيگ او را تعاقب كرد و پس از طىّ بيست فرسنگ راه به دو رسيده جنگ سختى در ميانه درگرفت و ابو الغازى مجدّدا شكست فاحشى خورده به جانب خوارزم فرار نمود و قلعهء نسا به تصرّف قزلباش درآمد و محب على سلطان و اوغورلو سلطان كه قلعه را بدون منازعه رها كرده بودند به جهت عبرت ديگران مقتول شدند و اسفنديار خان ابو الغازى برادر خود را گرفته به جهت عذر تقصير به دربار شاه صفى فرستاد و او را به قلعهء طبرك