محمد حسن خان اعتماد السلطنه

866

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

سپردن شاه اسمعيل ثانى فرزند خود شجاع الدّين محمّد را به ولى سلطان والى شيراز در سيّم ماه شعبان . طلوع ستارهء ذوذوابه كه طولش نصف قوس فلكى بود در برج قوس در شب جمعه بيست و چهارم شعبان . وفات شاه اسمعيل دويّم شب يكشنبه سيزدهم رمضان . تبيين آنكه در اين شب شاه اسمعيل دويّم با حسن بيك حلواچى اوغلى و چند نفر از خواص سوار شده در كوچه و بازار سير كرده قريب به سحر در خانهء حسن بيگ فرود آمد و در بستر خواب رفت و از آنجا كه ترياق زياد مىخورد و قولنج سختى داشت كه هرچند روزبروز مىكرد و اسباب وحشت مىشد و در اين وقت قولنج او را گرفته و غفلة هلاك نمود . بعضى گويند حسن بيك حلواچى اوغلى با معاندين شاه اسمعيل ساخته او را مسموم كرد و بعلاوه او را در بستر خفه نمود . در تواريخ فرنگ مىنويسند در حينى كه شاه اسمعيل ثانى مصمّم جنگ با دولت عثمانى بود بزرگان ايران يعنى اركان دولت او در بستر وى را خفه كرده برادرش را بجاى او به سلطنت برقرار نمودند . ايضا در تواريخ فرنگ مىنويسند پريخان خانم كه اسباب سلطنت شاه اسمعيل دويّم را او فراهم آورده بود و بدين جهت توقعات از او داشت و آن توقعات به عمل نمىآمد دوازده نفر مرد را به لباس زنانه ملبّس ساخته شب به اطاق شاه اسمعيل ورود داد و آنها شاه اسمعيل را خفه كردند و شاه اسمعيل چندان به خوردن بذر البنج مولع بود كه شبانروزى تقريبا چهل و پنج نخود از اين سم را مىخورد . ميرزا بيگ مؤلّف كتاب روضة الصّفويه مسموم كردن و خفه نمودن شاه اسمعيل دويّم را تضعيف مىنمايد و به عقيدهء او به مرض قولنج وفات كرده است . خلاصه چون شاه اسمعيل دويم درگذشت اركان دولت بر سلطنت سلطان محمّد ميرزا كه به سلطان محمّد خدابنده نيز معروفست اتفاق كردند و فوج‌فوج روانهء شيراز شدند زيرا كه سلطان محمّد ميرزا در اين بلده اقامت داشت ، چون اركان دولت و صاحبمنصبان و سركردگان به شيراز رسيدند و خبر فوت شاه اسمعيل دويّم را به سلطان محمّد ميرزا دادند به تخت سلطنت جلوس كرده پس از تهيّه اسباب عزيمت قزوين نمود و حكومت شيراز را با لواحق و مضافات به على بيگ ولد محمّد خان ذو القدر عنايت كرد ، همين كه سلطان محمّد به اصفهان رسيد حسينقلى سلطان شاملو با خيمه و خرگاه و سراپرده و غيره به دربار پادشاهى آمد همينطور دسته‌دسته سران سپاه و غيره به خدمت اين پادشاه مىآمدند تا به