محمد حسن خان اعتماد السلطنه

863

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شاه اسمعيل دويّم رسيدند و هداياى وافرهء سلطان عثمانى را با نامهء محبت علامه تقديم كرده سفير عثمانى مورد اشفاق كامل گشت . و در روز سه‌شنبه هفتم شعبان سلطان سليمان ميرزا و سلطان مصطفى ميرزا به امر شاه اسمعيل دويّم مقتول شده بدرود زندگانى گفتند و در همين اوان خبر رسيد كه سلطان حسين ميرزا ولد بهرام ميرزا كه حكمت قندهار را داشت درگذشته لهذا شاه اسمعيل دويّم حكومت قندهار را به فولاد خليفه شاملو داد . در بيست و هفتم شعبان اين سال نعش شاه طهماسب را كه در باغچهء حرم بر سبيل امانت دفن كرده بودند بيرون آوردند كه به مشهد مقدّس حمل كرده در روضهء منوّرهء حضرت رضا سلام اللّه عليه به خاك سپارند و آن جسد را به بقعهء شاهزاده حسين آورده و خيرات و طعام زياد در اين موقع به فقرا دادند . در اواخر رمضان اين سال شاه قلى سلطان استاجلو امير الامراى خراسان كه قصد مخالفت با شاه اسمعيل دويم كرده بود به دست امرائيكه در هرات بودند كشته شد و چون اين خبر به سمع شاه اسمعيل دويّم رسيد بارس سلطان را كه والى شيروان بود به حكومت هرات برقرار « 1 » نمود . هم در اين سال چند نفر ديگر از شاهزادگان اولاد شاه طهماسب به امر شاه اسمعيل ثانى مقتول و مكحول گرديدند و مقصود شاه اسمعيل از كشتن شاهزادگان اين بود كه كسى از خانوادهء سلطنت نماند كه دعوى پادشاهى كند نيز بسيارى از مخالفين اين پادشاه كشته و از زندگانى بىنصيب گشتند و شمخال سلطان به منصب مهردارى نايل گرديد . در تواريخ فرنگ فوت شاه طهماسب و سلطنت شاه اسمعيل دويّم را بدين وضع مىنويسند ( شاه طهماسب به دست يكى از زوجات خود مسموم گرديد و پسرش كه بيست و سه سال محبوس بود به سلطنت جلوس كرده برادر كوچك خود را كه وليعهد بود مقتول ساخت ) نيز در بعضى از تواريخ فرنگ مسطور است كه چون به واسطهء كبر سنّ و امتداد سلطنت شاه طهماسب و ضعف بدنى و روحانى كه پيدا كرده مدّتها بود اختيار سلطنت را از دست داده امراى بزرگى كه زمام مهام و امور دولت را در دست داشتند از چراكسه و گرجى و تراكمه و الوار هريك به

--> ( 1 ) . عبارت احسن التواريخ اين است : « حكومت بلدهء فاخرهء هرات را به ارس سلطان روملو كه والى شيروان بود ارزانى داشت » .