محمد حسن خان اعتماد السلطنه
836
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مخالفين و اعدا به مطالعهء غرا رسيد اسباب بهجت و شادمانى و موادود و خوشحالى متزايد و متضاعف گشت ( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ ) آنچه دل اندر طلبش مىشتافت * در پس اين پرده نهان بود يافت و سيادتپناه شمس الفلك الدوار محمّد آقا مهماندار خاصّهء شريفه كه از مخصوصان بارگاه فلكاشتباه است در تهنيت مقدم شريف و طلب آنحضرت بدان صوب صوابنما فرستاديم و چون توجه رايات جلال به صوب دار السلطنهء تبريز در اين اثنا كه آن سلطنتپناه تشريف آوردهاند موجب برهمزدگى ولايت مىباشد بنابر آن فرمان جهانمطاع نافذ گشت كه امارتپناه نظام الدين شاه قولى سلطان اوستاجلو و جماعت مذكوره در ملازمت عالى انتساب و فرزندان عاليشأن با لشكر فيروزى اثر متوجه نخجوان گردند و پروانچه مطاعه به اسم وزارتپناه غياثا عطاء اللّه وزير آذربايجان فرستاديم كه استقبال موكب عالى نموده منزل به منزل سامان و ساورى ضرورت دهد و در بلده نخجوان به عزّ ملازمت عالى مشرف شده به وظايف پيشكش و مهمّات و خدمات قيام مىنمايد و او نيز به اتّفاق سلطان مشار اليه و جماعت در ركاب سعادتانتساب بوده به فرخى و فيروزى متوجه دار السلطنهء تبريز گردند و در دار السلطنة المذكورة امارتمآبى مهماندار خاصّهء شريف كه از زمرهء اصدقا و يكجهتان دولت باهره است به عزّ ملازمت خواهد رسيد ، و امارتمآب مشار اليه در دولتخانهء همايون لوازم مهمّات و مراسم پيشكشرسانى قيام نمايد و بعد از سير عمارت و منازل و باغات آنجا كه امرا و وزراء مشار اليهم و جماعت مذكور شب و روز ملازم ركاب عالى بوده بدين اسلوب مستقر سرير سلطنت و كامرانى خواهد گشت و بعضى حكايات زبانى بديشان سفارش فرمودهايم در خلال آن ايام كه به سعادت خدمت عالى و ملازمت سامى مشرفند به عرض خواهند رسانيد و بعد از تجاوز دار السلطنة المزبور [ ه ] اركان دولت و اعيان حضرت نيز فوجفوج استقبال موكب « 1 » عالى نموده به سعادت ملازمت مشرف خواهند شد . انشاء اللّه تعالى بعد از ادراك صحبت شريف آنچه نهايت كام و مرام و غايت مدعى و خاطرخواه آن
--> ( 1 ) . متن : ركب .