محمد حسن خان اعتماد السلطنه

830

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

دسته قشونى از همراهان شاه‌وردى سلطان بر لواسان حمله كرده غالب آمدند و لواسان كشته شد . جنگ جلال الدين اكبر با هيموى هندو كه خيال سلطنت هند را داشت و كشته شدن هيمو با بسيارى از عساكر او و غلبهء سپاه جلال الدين اكبر . استيلاى ولى خليفهء شاملو كه شاه طهماسب او را به امداد شاه محمّد قلاتى به قندهار فرستاده بود بر زمين داور بعد از جنگ بسيار . هم در اينسال شاه طهماسب ولايت هرات را به شاهزاده اسمعيل ميرزا داده سلطان محمّد ميرزا را از اين ولايت احضار نمود . آمدن شاه طهماسب به ييلاق درياوك . توبه كردن شاه طهماسب و امرا و اعيان از كلّيّهء مناهى مجدّدا و در اين باب گفته‌اند : سلطان كشور دين طهماسب شاه عادل * سوگند داد و توبه خيل سپاه دين را تاريخ توبه دادن شد « توبة نصوحا » * سرّ الهى است اين ، منكر مباش اين را كشته شدن براقخان بن سونجك سلطان بن ابو الخير خان به دست امردى كه به او ميل داشت ، براقخان از نژاد جوجى ابن چنگيز خانست كه سمرقند را از اولاد ابو سعيد خان بگرفت و ولايت بيرون بخارا را از برهان سعيد پسرزادهء عبيد خان انتزاع نمود و ولايت ميايكان « 1 » را كه بعد به شاهرخيّه معروف شد و به دست اولاد جانى بيگ سلطان بود متصرّف گشت و شهر سبز و قرشى را كه به اولاد فولاد سلطان تعلّق داشت از دست ايشان بيرون آورد و مدّت عمرش پنجاه و شش سال ، مملكتش تاشكند و فرغانه و سمرقند و چهاردانگ بخارا . خلاصه چون او درگذشت پسر بزرگ او درويش سلطان به جاى او خانى يافت و بابا سلطان و امير سلطان « 2 » و خوارزمشاه سلطان و ساير برادران او تابع او گرديدند لكن خوانين اوزبك بعضى از متصرّفات براقخان را بعد از فوت او از تصرّف درويش سلطان پسر او بيرون آوردند . وفات كسكن قراسلطان صاحب بلخ كه برادرش پير محمّد خان جانشين او گشت . وفات مير شمس الدين اسد اللّه مرعشى .

--> ( 1 ) . احسن التواريخ : ميانكال . ( 2 ) . احسن التواريخ : امين سلطان .