محمد حسن خان اعتماد السلطنه
816
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
دعاء دوام دولت روزافزون و نظام قوام سلطنت همايون آن اعليحضرت فلك رتبت را بر ذمّت همّت خود از لوازم داشتهاند بلكه همواره بمنزلهء فرايض انگاشته . تو آن شاهى كه اندر شرق و در غرب * جهود و گبر و ترسا و مسلمان همى گويند در تسبيح و تهليل * الهى عاقبت محمود گردان و لا شك دعائيكه در شبهاى تار ارباب حاجات خصوصا چندين هزار نفس كه هرسال با وجود فراغ خاطر و جمعيّت حواس باطن و ظاهر به طواف بيت اللّه الحرام و زيارت مدينهء مكرّمه حضرت سيّد انام ، و مشاهد مقدّسهء حضرات ائمه كرام ، عليه و عليهم افضل التحيّه و السلام مشرف شده و در آن اماكن شريفه كه قبلهء حاجتروا و كعبهء حاجات ارباب صدق و صفاست روى به محراب طاعت آورده به تضرّع و ابتهال از درگاه حضرت قاضى الحاجات و مجيب الدعوات مسألت مىنمايد . چنانچه احاديث و روايات صحيحه بر آن وارد است به عزّ اجابت مقرون و آثار آن به روزگار فرخندهء ميمون عايد شده و خواهد شد انشاء اللّه تعالى . بعد هذا مرفوع رأى عالمآرا و مشهود ضمير منير خورشيد انجلا كه مانند جام جهاننما از چهرهء امانى و آمال پردهگشاست مىگرداند : چون قواعد اخلاص و روابط اختصاص مقتضى آنست كه به وسيلهء مناسبات و واسطهء تقريبات خود را فرا ياد خاطر فيض مآثر آورده و روز به روز مبانى مصادقت و موالات و معاهد محبت و مصافات را التيام و استحكام دهد لهذا چون قبل از اين به چند سال از واردان [ آن ] صوب صواب استماع افتاده بود كه راى خير انديشه كه هميشه به عمارات بيوت اللّه و در تعمير بلاد اللّه است بر وفق طاعت ( انّما يعمر مساجد اللّه ) به بناء ( لمسجد اسّس على التقوى ) بانى ثانى مسجد اقصى گرديده و به عمارت مسجد خجسته بنياد ( التى لم يخلق مثلها فى البلاد ) جمهور عباد را آثار ( و البيت المعمور و السقف المرفوع ) منظور و مسموع گردانيده تا عموم اهل اسلام در آن مكان شريف كه از غايت شرافت محلّ و مقام ثانى مقام بيت اللّه الحرام و جامع مضمون اين ابيات بلاغت نظام است به عبادت و تلاوت قيام نمايند . مسجد شه جامع فيض إله * زمزمهء ذكر رساند به ماه آمده در روى سپهر كبود * فيض به يك خواندن قرآن فزود غلغل تسبيح به گنبد درون * رفته ز هرگنبد و الا برون