محمد حسن خان اعتماد السلطنه
801
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
كرد چون به يكفرسخى اردوى پادشاهى رسيد شاه طهماسب امرا و امناى دولت را به استقبال فرستاده آن پادشاه را با حشمت و جلال هرچه تمامتر وارد اردو كردند ، همين كه شاه طهماسب از دور همايون پادشاه را ديد خود از سراپرده به طرف او حركت كرد و بوجهى درخور با او ملاقات نمود و او را در سراپرده داخل كرده در يك جا قرار گرفتند و دلجوئى و مهربانيهاى فوق العاده نسبت به همايون پادشاه مبذول داشت ، پس از آن اردوى پادشاهى از فرده « 1 » به سورلق آمدند و در اينجا شكار جرگه كردند نيز در اين محلّ جشنى عظيم ترتيب دادند و بعد از صرف طعام از نقود و جواهر و اقمشه و امتعه و آلات و ادوات جنگ و اسب و استر و شتر و خيمه و خرگاه و طبل و علم و غيرها مقدار و مبلغى وافر به همايون پادشاه ارزانى داشت و همايون پادشاه به سير و سياحت تبريز و اردبيل رفت همين كه از گردش و سير خود فراغت يافت و به اردوى شاه طهماسب شتافت اين پادشاه چند تن از سرداران را در زير حكم شاهوردى بيك كجل « 2 » و دستهاى از عساكر مأمور امداد همايون پادشاه كرده مقرّر داشت به ولايت زمين داور و قندهار روند و بعد از فتح اين سرزمين به كابل و غزنين روانه شده اين نواحى را نيز مسخّر كرده تسليم همايون پادشاه نمايند . بالجمله همايون پادشاه با لشكر شاه طهماسب به قندهار آمده به امداد اين لشكر اين شهر را متصرّف شد ، بعد قشون شاه طهماسب مراجعت كردند و از اطراف عساكر به خدمت همايون پادشاه پيوسته جمعيّت او زياد گرديد و متوجّه كابل شد و ميرزا كامران امكان اقامت در خود نديده فرار كرد و همايون پادشاه با شوكت و عظمت تمام وارد كابل شده اين شهر را تملّك نمود . [ سنهء 952 هجرى - سنهء 1545 مسيحى ] آسيا - در اين سال شاه طهماسب به سلطانيّه آمده بعد از دو ماه اقامت در اين محل روانه دامغان گرديد . هم در اين سال دين محمّد سلطان با جمعى از اوزبكان به مشهد مقدّس آمده شصت نفر از ملازمان شاه قلى استاجلو را كه حاكم مشهد بود
--> ( 1 ) . احسن التواريخ : چمن قروه . ( 2 ) . احسن التواريخ : كچل .