محمد حسن خان اعتماد السلطنه
800
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
كرد و با وجود عساكر بيشمار منهزم شد پريشانحال به لاهور آمد و افغانان را دشمنى قاهر و برادران را نامساعد و غير مظاهر ديد متوجّه قندهار گشت در آنجا نيز از عسكرى ميرزا كه برادر پادشاه بود رايحهء نفاق استشمام نمود بلكه به عرض پادشاه رسانيدند كه عسكرى ميرزا خيال دارد پادشاه و اركان دولت او را دستگير نمايد ، ناچار اموال و اثقال خود را در ناحيهاى از نواحى گذاشته در اين سال كه سنهء نهصد و پنجاه و يك هجرى مىباشد عزيمت پاىتخت ايران نموده با سى چهل نفر از ملازمان از راه غير متعارف به طرف سيستان آمد ، حاكم آن ولايت احمد سلطان شاملو و اكثر اشراف و اعيان به استقبال آن پادشاه مبادرت نمودند و قبل از وصول همايون پادشاه به خاك ايران خبر عزيمت او مسموع ملازمان شاه طهماسب گرديد به حكام ولاياتى كه در سر راه آن پادشاه بودند فرامين و احكام فرستادند كه موكب آن پادشاه را بطورى لايق و شايسته پذيرا باشند و دقيقهاى از دقايق اعزاز و شرايط خدمتگزارى را متروك و مهمل نگذارند از جمله فرمانى براى محمّد خان شرف الدّين اغلى تكلّو حاكم هرات و لهلهء محمّد ميرزا ابن شاه طهماسب كه حكمرانى هرات به اسم او بود فرستاده و جزئيات امور ضيافت و مهماندارى و استقبال تقديم هدايا و غيره را در آن بطور دستور العمل درج نموده كه به همايون پادشاه از هنگام ورود به خاك ايران تا وقت خروج طورى خوش گذرد كه تألم به انهزام از سپاه شير خان افغان از خاطر اين پادشاه محو گردد و ما صورت فرمانى را كه به جهت دستور العمل حكمران هرات صادر شده بود چون در مجلّدات مرآت البلدان در ضمن لغت چهار باب هرات نگاشتهايم در اينجا مكرر ننموديم . خلاصه همايون پادشاه به اتفاق احمد سلطان شاملو متوجّه هرات گرديده روز شنبهء بيستم ماه ذيقعده اين سال با تشريفات كامله به اين بلده ورود نمود و چند روز با عيش و مسرّت در اين شهر گذرانيد بعد از آن متوجّه رى گشت و باز در هرولايت تشريفات شايان حكمرانان به عمل آوردند ، چنان كه در رى نيز حسين خان سلطان روملو « 1 » حاكم اين ولايت نيز كمال پذيرائى و تعظيمات را به جاى آورده پيشكشهاى لايق گذرانيد ، از اينجا نيز همايون پادشاه به چمن قرده « 2 » كه اقامتگاه اردوى شاه طهماسب بود توجّه
--> ( 1 ) . احسن التواريخ : حسين جان سلطان روملو . ( 2 ) . احسن التواريخ : چمن قروه .