محمد حسن خان اعتماد السلطنه

782

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

ديگر توقف ما در ولايت مرو به جهت آن بود كه عاليحضرت سليمان مكانى با جميع سلاطين و خواقين پاىتخت سمرقند و تاشكند و تركستان و اندجان و حصار شادمان و بلخ و شبرغان با لشكر عظيم الشّأن متوجّه گشته زيرا كه مكاتبات و مراسلات به مبالغه هرچه تمامتر فرستاده بودند كه عنقريب به شرف دولت غزا مشرف خواهيم شد تا آمدن عساكر نصرت مآثر جنگ را موقوف دارند كه از اين دولت محروم نمانيم در اين ايّام حضرات به جمعيّت كل نزول اجلال فرموده بىقضاى الهى كوچ بر كوچ متوجّه غزا و جهاد هستيم انشاء اللّه تعالى به كسانى كه مخالف شريعت نبوى و پيروى بدعت و ضلالت نموده‌اند اكابر دين و پيشوايان اهل يقين در حق ايشان چنين فرموده‌اند : هركس به فساد رخنه در دين آرد * يا وقت زكات بر جبين چين آرد مستوجب حدّ گردد و جبّار جهان * بر حدّ زدنش ترك ز ماچين آرد هروقت كه روش ما روش آن بزرگواران باشد ما را با شما هيچ مجادله و مناقشه نخواهد بود اين زمان كه اين طريقهء حسنه را بر طرف كردند دفع و رفع آن بر ما لازم و واجب است : مرا كه با تو هميشه تعصّب آئين است * براى جاه نباشد تعصّب از دين است آثار ناتدلّ على حالنا مدام * خذ غيره لاجلك منها على الدّوام و السّلام على الّذين يستمعون القول و يتّبعون احسنه . « 1 » خلاصه اين نامه را شاه طهماسب بخواند و ايلچى را با همراهان او خلعت داده روانه كرد ، چون ايلچى به خدمت عبيد خان رسيد از كثرت لشكر شاه طهماسب كه

--> ( 1 ) . متن اين نامه را آقاى دكتر عبد الحسين نوائى در كتاب ( شاه طهماسب صفوى ) چاپ كرده‌اند . اختلاف بين دو متن زياد است اما نه به آن اندازه كه مفهوم و معنى را دگرگون كند . ايشان متن نامه‌اى را كه در دست داشته‌اند با اين متن مطابقه كرده‌اند .